آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٣ - حقيقت نفس چيست
بلكه خدا چاپ كيفر بدانها زده، ٨٨-.» و «حذر دارند منافقان كه فرود آرى بر آنها سورهاى تا آگاهشان كنى بدان چه در دل دارند، ٦٥- التوبه»، «بگويند با دهانشان آنچه در دل ندارند، ١٦٧- آل عمران، «نه هرگز، بلكه زنگ گرفته دلهاشان، ١٤- المطففين»، «آيا بينديشند در قرآن يا بر دلهاشان قفلها است، ٢٤- محمّد»، «پس آنها نابينا نيستند ولى چشم دلشان كور است- ٤٩- الحج».
اين آيهها دليلند كه جاى نادانى و غفلت دل است و بايد جاى تعقل و فهم هم دل باشد.
ج: چون خود را بيازمائيم دانشهامان را در ناحيه دل دريابيم، و از اين رو چون كس پرانديشد تنگدل و متنفر شود تا گويا آزار كشد، و همه اينها دليلند كه جاى عقل دل است و بنا بر اين بايد مكلف هم دل باشد چون تكليف منوط بعقل و فهم است.
د: دل نخست عضويست كه پديد آيد و آخر عضوى كه بميرد و اين در تشريح ثابت است و چون در سينه است كه ميانه تن است و شأن شاهان نيازمند بخدمتكار اينست كه در ميان كشور باشند و رعايا همه در اطراف او تا از آفات محفوظ مانند.
آنكه گفته عقل در مغز است چند دليل آورده، يكم: حواسيكه ابزار ادراكند در مغزند نه در دل دوّم: اعضائى كه ابزار حركت اختياريند در مغزند نه در دل سوم چون بمغز آفت رسد عقل مختل شود چهارم عرف در وصف كم خردى گويند سبك مغز است پنجم: عقل اشرف و جاى اشرف خواهد كه مغز است نه دل.
و پاسخ يكم اينست كه چرا نگوئيم حواسّ اثر خود را بمغز دهند و مغز آن را بدل رساند، مغز ابزار نزديك دل است و حواسّ ابزار دور آن، حسّ خدمتكار مغز است و مغز خدمتكار دل، و تحقيقش اينست كه ما در خود دريابيم كه چون فلان كار را بايد بكنيم و يا نكنيم، و در اين هنگام اعضاء بجنبند و ما تعقل را از