آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١١١ - فائده دوم اينكه ارواح و تنها برابرند و هر روحى تنى دارد و تناسخ باطل است
تو فلانى، تو فلانى اشك از چشمش روان ميشد و بسر اشاره ميكرد كه آرى. و اين دو خبر دلالت دارند كه از آدميت درنيامدند و عقل و شعورشان با جا بود ولى نميتوانستند سخن گويند.
نيشابورى در تفسير «كونوا قردة خاسئين» گفته مجاهد گفته دلشان دگرگونشد و مهر خلاف خورد نه شكلشان و آن چون قول خداست «نمونه خر باشند كه بارش كتاب است، ٥- الجمعه» و دليل آورده كه انسان همين كالبد چشمگير است و اگر نابود شد و بجايش شكل ميمون آمد برگردد بنابود كردن عوارضى كه مايه آدم بودنست و آفريدن عوارض مخالف كه مايه ميمون بودنست، بعلاوه اگر چنين چيزى را روا داريم در امان نباشيم كه هر ميمون و سگى بينيم در شك باشيم كه مبادا آدمى خردمند است و مايه شك در ديدنيها است.
و پاسخ دادند كه آدمى اين كالبد چشمگير نيست چون بفربهى و لاغرى عوض مىشود و چيزيست در پس آن يا جسمانى روان در همه تن يا در جزئى از آن چون دل يا مغز يا مجرّد است چنانچه فلاسفه گويند، و بهر تقدير مانعى ندارد كه بماند و تن عوض شود و اين معنى مسخ است، و باين تأويل است كه يك فرشته تنومند در حجره پيغمبر ٦ درمىآمد، و براى اينكه همان شكل آنها عوض مىشود و عقل و فهم آنها ميماند، و ميفهمند از بدبختى گناه چه بآنها رسيده كه زشت شدند و توان سخن ندارند و حواسّ ديگرى آدمى را دارند، و از آن درد ميكشند و عذاب ميچشند.
سپس آيا آن ميمونها ماندند يا نابود شدند بقدرت خدا و اگر ماندند آيا اين ميمونهاى زمان ما از نژاد آنها است يا نه؟ همه از نظر عقل رواست و جز اينكه در روايت ابن عباس آمده جز سه روز نماندند و نابود شدند- پايان-.
گويم: در اخبار ما هم موافق روايت ابن عباس آمده چنانچه در تفسير عسكرى ٧ است كه سه روز ماندند و سپس خدا بارانى و بادى بدانها فرستاد و