آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨٨ - باب چهل و هفت مايه تن آدمى و اجزائش، تشريح اندام و منافع آنها، تاثير آنها در احوال نفس
پيش از آميختن بوده يا هر كدام از روح و تن باصل خود برگردند.
«و تحركت الروح بالنفس» گويا مقصود از روح در اينجا روح حيوانى است و نفس نفس ناطقه يعنى در مرگ روح بوسيله نفس ناطقه بآسمان رود مانند اينكه در زندگى در بدن بجنبد بوسيله باديكه همان نفس ناطقه است، يا مقصود اينست كه حركت روح حيوانى در حال زندگى در مجارى تن بوسيله نفس است و بسبب باد تنفّس و ممكن است نفس بدو فتحه خوانده شود يعنى حركت روح حيوانى بدنبال نفس كشيدنست چنانچه نفس و حركتش بدنبال باد است.
بنا باين، معنى ديگر بميان آيد و آن اينست كه مراد خروج روح حيوانيست بوسيله نفس ناطقه چون حركت روح بوسيله باد بآسمان پس از بيرون شدن آن، و روح در جمله «فردت الروح» ممكن است همان حيوانى باشد و مقصود از نور نفس ناطقه و دليلش اينست كه فرموده: مؤيد است بعقل و اگر بمعنى ناطقه باشد نور كمال و دانش و ادراك او است ولى معنى اول در اكثر عبارات خبر روشنتر است.
قوله «يكى از روح است» يعنى آنچه باو رسد از دردهاى تنى و روحى بىواسطه ديگرى و ديگرى آنست كه بوسيله تسلّط و آزار از ديگرانست، كيفر مؤمن همين دو نوع عذاب دنيويست ولى كافر عذاب دنيا و آخرت هر دو را دارد چون مؤمن بناخواه از غلبه شهوت گناه كند نه بسوء اختيار و بيرون شدن از فرمان خدا و گناه كافر از تعمد و تجاوز و استخفاف بخداست كه در خبر ديگر فرمود: چون استخفاف باشد كفر است».
«حسدا من عند انفسهم» آيه در سوره بقره چنين است «دوست دارند بسيارى از اهل كتاب كاش برميگرداندند شما را پس از ايمانتان كفار را از روى حسد» بيضاوى گفته در (ج ١ ص ١٠٦) تفسيرش كه حسد علت دوستى آنها است براى برگرداندن از ايمان كه دلخواه و هوس آنها است نه ديندارى و حقجوئى كه در دل آنها نشسته و سخت است- پايان- و ظاهر خبر گواهآوردن از كلمه «من عند انفسهم» است يعنى برگزيده