آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٩٠ - باب چهل و هفت مايه تن آدمى و اجزائش، تشريح اندام و منافع آنها، تاثير آنها در احوال نفس
نمايندههاى من باشند بر خلقم در زمينم، آنان را از گناه بازدارند و از عذابم بيم دهند و بطاعتم ره نمايند و براه من ببرند و آنان را امامانى سازم براى رفع عذر و بيم دادن.
و نسناس را از زمينم براندازم و آن را از وجودشان پاك سازم، و پريهاى سركش و نافرمانى را از خلقم بگردانم و از برگزيدههايم و آنان را در هوا و گوشههاى زمين جا دهم تا مجاور خلقم نباشند، و ميان پرى و خلقم پردهاى كشم و خلق من جن را نبينند و با آنها مأنوس و آميخته نباشند، و هر كدام از خلقم نافرمانيم كرد آنها را بجايگاه عاصيان جا دهم و همرديف آنها كنم و باكى ندارم.
فرشتهها گفتند: پروردگارا هر چه خواهى كنى، ما را دانشى نيست جز آنچه تو آموختى، راستى توئى بسيار دانا و حكيم، خدا جلّ جلاله- بفرشتهها فرمود:
راستى من آفريننده بشرى هستم از گل خشكيده از خرّه و لجن سالخورده و چونش ساختم و از روحم در او دميدم بيفتيد در برابرش سجدهكنان، اين فرمان را خدا عزّ و جلّ بفرشتهها پيش از آفرينش آدم گوشزد فرمود تا حجت بر آنها باشد.
فرمود: خدا- تبارك و تعالى- كفى از آب شيرين گوارا برگرفت و پاليدش تا خود را گرفت و سفت شد و آنگاه باو فرمود: از تو آفرينم پيغمبران، مرسلين بندههاى خوب، امامان رهياب و داعى ببهشت و پيروانشان را تا روز قيامت و باك ندارم و بازپرسى نشوم از آنچه كنم و آنان بازپرسى شوند، يعنى البته از خلقش بازپرسى كند، سپس كفى از آب شور تلخ برگرفت و پاليد تا خود را گرفت و سفت شد و باو فرمود از تو آفرينم زورگويان و فرعونهاى سركش برادران شياطين را و داعيان بدوزخ را تا قيامت و اتباع آنان را و باك ندارم و بازپرسى نشوم از آنچه كنم و آنان بازپرسى شوند فرمود: در اينان بداء را شرط كرد و در اصحاب يمين بدا را شرط نكرد.
سپس آن دو را بهم آميخت و پاليد و برابر عرش خود انداخت و تيكهاى گل بودند.