آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٩١ - باب چهل و هفت مايه تن آدمى و اجزائش، تشريح اندام و منافع آنها، تاثير آنها در احوال نفس
و آنگه چهار فرشته شمال، دبور، صبا و جنوب را فرمود: بچرخيد بر اين توده گل و آن را برآوريد و بسازيد و تيكه كنيد و ببريد و در آن چهار طبع را روان كنيد، باد، صفراء، خون و بلغم، فرمود آن چهار فرشته بر آن چرخيدند و چهار طبع را در آن روان كردند.
فرمود: باد از اين چهار طبع سوى شمال است و بلغم تن از سوى صبا و صفراء از اين چهار طبع از ناحيه دبور، و خون از آنها در ناحيه جنوب تن، فرمود:
آدم برجا شد و تن كامل گرديد و از اثر باد زندگى دوست و دراز آرزو و آزمند شد، و از اثر بلغم خوراك، نوشاك و نرمى و آرامى را دوست داشت، و از اثر صفراء خشم و سفاهت و شيطنت و زورگوئى و سركشى و شتاب را برگزيد، و از اثر خون زنباره و كامجو و حرام كار و شهوانى گرديد، عمرو يكى از راويان حديث گويد: جابر بمن گفت كه امام پنجم ٧ فرمود اين حديث را در كتابى از كتب على ٧ يافتيم.
در تفسير علي بن ابراهيم بسندى از امام پنجم مانندش را با اندك تغييرى آورده كه لفظ آن را در باب خلق آدم آورديم.
بيان: شايد مقصود از باد خلط صفراء و مقصود از مرّه خلط سوداء است يا برعكس، يا مقصود از ريح روح حيوانى است و مره هر دوى آنها را شامل است و در تفسير صغير علي بن ابراهيم چنين است و روان كردند در آن چهار طبع را، دو مرّه با خون و بلغم تا گويد خون از اثر صبا است، و بلغم از اثر شمال، و مره صفراء از أثر جنوب، و مره سوداء از اثر دبور.
٨- در علل (ج ١ ص ١٠٢): بسندى تا امام ششم ٧ كه خودشناسى اينست كه خود را با چهار طبع، چهار ستون، چهار ركن بشناسد، طبائعش: خون مرّه باد و بلغم است، ستونهايش عقل كه از آنست هوش، فهم، حفظ و دانش است، و اركانش: نور، نار، روح و آب است بيند و شنود و فهمد با نور. و با آتش بخورد و بنوشد، و با روح جماع كند و بجنبد، و با آب بچشد و مزه دريابد