آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٩ - حقيقت نفس چيست
جز آدمى نيست و بايد آدمى كه پس از مرگ ميماند جز تن او باشد.
٩- قول خدا «تا چون مرگ بر يكيشان آيد جانش را بگيرند فرستادههاى ما و كوتاهى نكنند، سپس باز شوند به سوى خدا مولاى برحق آنها، ٦١ و ٦٢- الانعام» ثابت كند كه با مردن تن بخدا باز شوند مولاى برحق خود، و بايد جز تن مرده و در گور خفته باشند.
١٠- همه فرقههاى مردم جهان از هند و روم و عرب و عجم از هر ملّتى چه يهود و چه ترسا، چه گبر و چه مسلمان، و دستههاى ديگر براى مردههاشان خيرات كنند و دعا كنند و بزيارت آنها روند، و اگر آنها پس از مردن تن زنده نباشند، همه اينها بيهوده است، و اتفاق بشر بدين روش دليل است كه سرشت اصلى و سالم گواه است كه آدمى جز تن است و پس از مردن تن نميرد.
١١- بسيار كس پدر يا فرزند مرده خود را در خواب بيند و باو گويد: در فلان جا گنجى طلا دارم برو بردار، و بسا باو سفارش كند كه وام مرا بپرداز، و درست در آيد اگر آدمى پس از مرگ تن زنده نبود چنين نميشد و دلالت اين مطلب بر زنده بودن آدمى پس از مردن دليل است كه آدمى جز كالبد و تن است.
١٢- آدمى كه يك عضو خود را از دست بدهد، چون دست، پا، چشم، گوش و جز آن خود را همان آدم پيش داند و كمتر نداند و اين برهان قطعى است كه آدم جز اندام تن است.
١٣- قرآن و حديث دليلند كه گروهى از يهود را خدا ميمون و خوك كرد و گوئيم اين آدم كه مسخ شده خودش مانده يا نمانده اگر نمانده نابود شده و خوك يا ميمونى ديگر آفريده شده و اين مسخ نيست و اگر خودش مانده پس آدمى اين تن نيست چون مانده و تن رفته و بايد جز تن خود باشد.
١٤- پيغمبر ٦ جبرئيل را بصورت دحيه كلبى ميديد و شيطان را بصورت شيخ نجدى، و در اينجا تن آدمى بود و خود آدمى نبود، و اين دليل است كه آدمى جز اين تن و كالبد محسوس است.