آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٠٦ - فائده دوم اينكه ارواح و تنها برابرند و هر روحى تنى دارد و تناسخ باطل است
٢- سرشت نفس كاملترشدنست و آن نشود جز با پيوند بتن ديگر چون كار نفس همين است و گر نه عقل باشد نه نفس، و جواب داده شده كه گو نفس خواهان كمال است ولى چون ابزار ندارد بدان دست نيابد.
٣- نفس قديم است و بناچار پايانپذير در شماره، چون وجود شماره بىپايان در يك زمان نشدنيست بخلاف پديدههاى بىپايان حوادث پياپى چون حركات و اوضاع و آثار آنها كه دنبال همند نه با هم و اگر نفس جز بيك تن درنيايد بايد پايانپذير بر پايانناپذير بخش شود و آن نشدنيست و جواب دادند كه قديم بودن نفس ممنوع است، و لزوم پايان پذيرى قدماء هم ممنوع است، زيرا ادله محال بودن نامتناهى در آنجا است كه وضع و ترتيب دارند، و ناپايان بودن تن و علل آن هم ممنوع است، و لزوم تعلّق نفس بهر تنى هم ممنوع است، و اگر مقصود همان تنها باشند كه اكنون انسانند بىپايان بودنشان ممنوع است.
سپس گفته: قول بتناسخ تا اندازهاى جزء شرع ما است، زيرا اهل مائده عيسى ميمون و خوك شدند و نفوس آنها بتن جانوران درآمد، و در معاد جسمانى هم هر نفسى بتنى آدمى جز تن دنياى خود درآيد، زيرا قطع داريم كه تن محشور در قيامت همان خود تن نابود نيست، زيرا شكل و صورت عوض شده.
و جواب اينست كه مورد نزاع انتقال نفوس پس از مرگ بتن ديگر است در اين دنيا براى تدبير و تصرف و اكتساب در اين تن تازه و صرف تبدّل صورت كه در مسخ است يا فراهم شدن اجزاء بنيادى پس از پراكندگى براى برگشت نفوس بدانها در آخرت مطلقا و مانند زنده كردن عيسى بعضى مردهها را تناسخ نيست.
و سيّد مرتضى- رضي الله عنه- در جواب سؤال از مسوخات مانند خرس، ميمون، فيل، خوك و مانند آنها كه آفرينش زيبا و دلنشين داشتند و بصورت زشت و نفرت بارى در آمدند تا بيشتر بىسود شوند و در سؤال گفته: برخى زندهها نميشود زنده ديگرى شوند جز خود، و چون مقصود از مسخ اين باشد باطل است و اگر جز آنست در آن انديشه كنيم، پاسخ كسى كه پرسد چون شنود از اخبار رسيده