آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٤٨ - تفسير
دارد، آنگه برخى خوابها جريانى است بهم پيوسته و مربوط و معبر بآسانى ميتواند از اين خيالات بحقائق روحانيه پى برد.
و گاهى پريشان و درهم است و آن را خواب پرتوپلا گويند، و اين پرت بينى براى پريشانى نيروى متخيّله است براى فساد نيروهاى تن يا برخورد به چيز ناآشنائى در بيرون تن و اين گونه خوابها گاهى باندازهاى پرتوپلا است كه معبر از تعبيرش درماند- پايان- آنكه «يكى از آن دو رها شد گفت» بيضاوى در (ج ١ ص ٥٩٧) تفسيرش گفته: يعنى يكى از دو تن يار زندانى كه ساقى بود و پس از مدتى دراز از زمان بيادش آمد و يوسف در ضمن تعبير خواب گفت افزون زراعت را در خوشه انبار كنيد تا شاشه آن را نخورد و در سالهاى قحط از آن مصرف كنيد و اندكى را بگذاريد براى بذر و بعد از آن سالى آيد كه مردم باران دارند و ميوه.
«و ما جعلنا الرءيا» مقصود ديدن بچشم است و گفتهاند بيشتر مفسران كه خواب ديدنست و طبرسى- ره- گفته از ابن عباس روايت شده كه خواب ديدنست چه كه خواب ديد در مدينه كه بمكه وارد شده و بسوى مكه رفت و مشركين در حديبيه جلو او را بستند تا آنكه قومى بشك افتادند در راستگوئى آن حضرت و گفتند يا رسول اللَّه آيا بما آگاهى ندادى كه ما آسوده بمسجد الحرام وارد شويم؟ فرمود:
آيا گفتم همين امسال؟ گفتند: نه، فرمود البته وارد آن ميشويم و برگشت و سال آينده بمكه نزول كرد و اين آيه آمد كه «البته خدا خواب پيغمبرش را درست درآورد» و در (ج ٦ ص ٤٢٦) است كه در خواب ديد ميمونها بر منبرش بالا و پائين ميشوند و غمگين شد و ديگر خنده بر لبش ديده نشد تا مرد.
گويم: اخبار بسيار در اين باره گذشت، و رازى گويد، سعيد بن مسيّب گفت: رسول خدا ٦ در خواب ديد بنى اميّه مانند ميمون بر منبرش ميجهند و بدش آمد، و اين قول ابن عباس است در روايت عطا «و من آياته منامكم بالليل و النهار» يعنى در روز و شب ميخوابيد براى آسايش نيروى نفس و نيروى تن و در