آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٤٠ - باب چهل و سوم در آفريدن ارواح پيش از اجساد، چرا بتن پيوستند، برخى كارهاى ارواح از الفت گرفتن و كنارهجوئى و دوستى و احوال ديگر
خدا مؤمنان را از سرشت بهشت آفريده و از نسيمش در آنها روان كرده و از اين رو مؤمن برادر پدر و مادرى مؤمن ديگر است، و چون يك روح مؤمن در شهرى غمين شود در ارواح ديگر اثر بخشد زيرا از او باشند.
بيان: برادر پدر و مادرى براى اينكه سرشت چون مادر است و روح پدر و آنها يك نوعند يا يك صنف.
٢٤- در كافي (ج ٢ س ١٦٦) (همين مضمون را با اندك اختلافي در الفاظ از همان جابر و همان امام روايت كرده).
٢٥- در همان (..): بسندش از أبي بصير كه شنيدم امام ششم ميفرمود:
مؤمن برادر مؤمن است چون يك تن كه اگر دردى در چيزى از آن با ديد شود در سائر تن دردش دريافت شود، روح هر دو از يك روح است، و راستى روح مؤمن بخدا پيوستهتر است از پرتو خورشيد بدان.
در اختصاص (٣٢) بىسند آن را آورده.
تبيين: (مانند يك تن) از برادرى بيگانگى بالا برده يا بيان اينست كه برادرى آنها جز برادرى ديگرانست و آنها چون اندام يك تنند كه يك جان دارد و چنانچه يك عضو تن كه درد آيد اعضاء ديگر درد كشند و از كار بمانند يك مؤمن هم اندوهگين شود و ديگران درد آن را كشند چنانچه گذشت در اختصاص بجاى «و ارواحهما» «روحهما» آورده و آن روشنتر است، و مراد بيك روح اگر روح حيوانى است يعنى جان هر دو جزء يك روح است و اگر مقصود نفس ناطقه است يعنى هر دو روحشان يك علت دارند، و غرض شدت پيوست دو روح است كه يا يكى هستند، يا اينكه هر دو روحشان از يك روح است كه روح ائمه : باشد و آن نور خداست چنانچه در خبر أبى بصير گذشت كه چون شرحى است براى اين خبر و بهر تقدير مقصود از روح اللَّه نيز روح برگزيده خداست كه بائمه : داده چنانچه گذشت در تفسير قول خدا «و دميدم در او از روحم».