آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٧٧ - دنبالهاى دراز اقوال در بيان حقيقت نفس و روح
گفتيم و باز نگوئيم.
مفيد- قده- در كتاب مسائل گفته: سخن در نعمت و عذاب اصحاب قبور است كه در برابر چه باشد و از كجا بآنها برسد و صورتشان در اين حال چگونه است؟
و گويم: خدا تعالى كالبدهاى نمونه كالبدشان در دنيا بآنها دهد، تا مؤمنشان در آن نعمت بيند و كافرشان عذاب چشد نه با آن تنى كه در گور دارند و مشهور است كه از هم بپاشد و بپوسد و از ميان برود بگذشت زمان و اين ثواب و عذاب در جايى جز گورشان بدانها رسد، و اين بنا بر عقيده من در نفس پيوسته است، و معنى انسان مكلف نزد من همانست كه پديد شده و خود داراست و خارج از صفات جواهر و اعراض است و طبق آن رواياتى از راستگوى خاندان محمّد گذشت، و من عقيدهاى براى متكلمين اماميه پيش از خودم در اين باره نفهميدم تا آن را تاييد كنم و خلافى ميان من و فقهاء اماميه و اصحاب حديث در اين باره بنظر ندارم.
سيد مرتضى- رضي الله عنه- در جواب سؤالات عكبريه گفته است در جواب سؤال از قول خدا «و مپندار آنان كه در راه خدا كشته شدند مردهاند بلكه زندهاند نزد پروردگارشان روزى برند، ١٦٩- آل عمران» پرسيده آيا روزى جز براى تن است؟
اين زندگى چه صورتى دارد؟ با اينكه ما همه گوئيم جواهر متلاشى نشوند، و چه امتيازيست در اين صورت ميان زندگى مؤمن و كافر؟
و او- قده- پاسخ داده روزى جز براى جاندار نيست و جانداران نزد ما جسم نيستند بلكه ذواتى باشند كه باين جهان بيرون شدند بدين تنها و بسيارى از كارها را نتوانند جز بوسيله تن و تن ابزار كار آنها است، و اگر پس از مرگ از آن بىنياز شوند رواست كه روزى روحانى بىتن كه در خور آنها است و لذت بخش آنها است برگيرند، و اگر بتن برگردند مانند دنيا روزى برند و خورند و اما اينكه گفته صورت اين زندگى چيست؟ زندگى صورتى جوهرى ندارد چون يك عرضى است قائم بذات كار كن نه به تنها كه زندگى نمو در آنها است و نه زندگى معنوى كه شرط دانش و قدرت و مانند آنها است.