آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٢٩ - باب چهل و سوم در آفريدن ارواح پيش از اجساد، چرا بتن پيوستند، برخى كارهاى ارواح از الفت گرفتن و كنارهجوئى و دوستى و احوال ديگر
و ٣ بار گفت البته بخدا من تو را دوست دارم و علي فرمود: بخدا مرا دوست ندارى و آن مرد خشم كرد و گفت گويا از دلم بمن گزارش ميدهى؟ علي فرمود: نه، ولى خدا ارواح را ٢ هزار سال پيش از تنها آفريده و من روح تو را در آنها نديدم.
٤- از كشى: بسندى از رسول خدا ٦ كه خدا ارواح را ١٠ هزار سال پيش از تنها آفريده و در هوا نشيمنى داده و هر كدام آنها بهم آشنا شدند در اينجا بهم الفت گيرند، و هر كدام آنجا ناآشنا ماندند اينجا از هم جدا شوند.
گويم: نمونه اين اخبار را در باب گزارش امير المؤمنين ٧ بشهادت خود آوردم و هم در باب اينكه أئمه مردم را بايمان و نفاق شناسند، و در باب (آنانند نشانهشناسان).
٥- در بصائر: بسندى از امام پنجم ٧ كه امير المؤمنين ٧ فرمود: راستى خدا تبارك و تعالى ارواح را ٢ هزار سال پيش از تنها آفريد و چون آنها را با تن جفت كند نوشته است ميان دو چشمش مؤمن، يا كافر: و هر چه بدان گرفتارند، و هر چه بد رفتارى و خوشرفتارى كنند گرچه باندازه گوش موش باشد سپس آن را در قرآن به پيغمبرش ٦ فرو آورد و فرمود «راستى در اين آياتى است براى نشانهشناسان، ٧٥- الحجر» رسول خدا ٦ نشانه شناس بود و پس از او من هستم، و امامان از نژادم، نشانه شناسند.
در تفسير فرات: بسندى مانند آن از امام پنجم آمده.
٦- در علل (ج ١ ص ١٥): بسندى از عبد اللَّه بن فضل هاشمى كه بامام ششم ٧ گفتم: براى چه خدا ارواح را در تنها نهاد پس از آنكه در ملكوت اعلى بالاترين جا را داشتند؟ فرمود: راستى خدا تبارك و تعالى دانست كه ارواح با آن شرف و والائى اگر بحال خود گزارده شوند بيشتر آنها بدعوى پروردگارى گرايند در برابر خدا عزّ و جلّ و آنها را در تنها كه در آغاز تقدير براشان مقدر كرده بود نهاد بخيرخواهى و مهربانى بآنها و آنها را بهم نيازمند كرد و بهم پيوسته كرد، و بهم برترى داد و مقام برخى را بالاتر نمود، و برخى را وابسته برخى كرد، و