آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٧٨ - دنبالهاى دراز اقوال در بيان حقيقت نفس و روح
و اينكه گفته همه گوئيم جواهر تلاشى ندارند، چنان نيست كه گمان كرده و اگر چنين بود نميشد برخى جواهر زنده باشند و برخى مرده چنانچه زندگى نمو در برخى اجساد هست و در برخى نيست بقول همه، و اگر گوئيم زندگى سراى ديگر شامل اهل كفر و ايمان هر دو هست مخالف اصلى نيست در دين و زندگى اهل ايمان شرط كاميابى و نعمت است و زندگى كفار شرط درد كشيدن و كيفر.
و او- رضي الله عنه- در جواب مسائل رى خود كه از روح پرسيدند گفته: عقيده ما در روح اين است كه هوائيست كه در روزنههاى تن زنده روانست چون بروانى آنها زندگى ثابت است، و هوائى كه در روزنه جماد روان شود زندگى نام ندارد، و روح جسمى است در اين نمونه.
گويم: يكى از صوفيه در كتب خود از كميل بن زياد روايت كرده كه گفت از مولانا امير المؤمنين ٧ پرسيدم و گفتم: يا امير المؤمنين ميخواهم نفسم را بمن بشناسانى، فرمود: اى كميل كدام نفس را ميخواهى بتو معرفى كنم؟ گفتم: اى آقايم آيا جز يك نفس است؟ فرمود: اى كميل همانا ٤ نفس است، ناميه نباتيه حسيّه حيوانيّه، ناطقه قدسيّه، كليّه الهيه، و براى هر كدام ٥ نيرو دو خاصيت است.
ناميه نباتيه ٥ نيرو دارد: ماسكه، جاذبه، هاضمه، دافعه و مربيه، و دو خاصيت دارد، فزونى و كاستى و از كبد برخيزد، و حسيّه حيوانيه ٥ نيرو دارد گوش، چشم، بوئيدن، چشيدن و بسيدن، و دو خاصيت دارد، خشنودى و خشم و از دل برخيزد، و ناطقه قدسيه ٥ نيرو دارد، فكر، ذكر، دانش، بردبارى هوشمندى و آگاهى، و از تن برنخيزد، و مانندتر چيزها است بنفوس فلكيه و دو خاصيت دارد، نزاهت و حكمت، و كليه الهيه ٥ نيرو دارد، خرمى در نيستى نعمت در بدبختى، عزّت در خوارى، درويشى در توانگرى، و شكيب در بلا و گرفتارى، و دو خاصيت دارد، رضا و تسليم و اين است كه مبدأش از خدا است و بدو بازگردد، خدا فرمود «دميدم در او از روح خودم، ٢٩- الحجر» و هم