آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢ - حقيقت نفس چيست
و خدا تعالى فرمود «و البته آنها را تمكين داديم در آنچه اگر شما را تمكين داده بوديم در آن، و ساختيم براشان گوش و ديدهها و دلها و سود نكرد براشان گوششان و نه ديدههاشان و نه دلهاشان بهيچ وجه، ٢٦- الاحقاف» هر سه را وسيله اتمام حجت دانست و منظور همان دل است كه در آنچه گوش و ديده بدو رسانند حاكم است.
و اما حديث، روايت نعمان بن بشير است كه شنيدم ميفرمود ٦ هلا در تن پاره گوشتى است كه اگر به باشد همه تن به است و اگر تباه شود همه تن تباه است هلا كه آن دل است.
و امّا از نظر عقل وجوهى است: يك، اگر دل بيهوش شود و اعضاء ديگر را ببرند فهم نشود، و اگر دل بهوش باشد هر آفتى بهر عضو رسد فهم شود، و اين دليل است كه همه اعضاء پيرو دلند، و چون دل شاد يا غمين شود اعضاء ديگر دگرگون شوند و همچنين است در اعراض نفسانيه ديگر.
دوم: دل مركز خواستهها است كه باعث بر كارهاى ديگر اعضاء است و چون خواستن منشأ كارها است و مركز آن دل است پس فرمانده مطلق همان دل است.
سوم: اينكه معدن عقل دل است و بنا بر اين فرمانده مطلق او است گرچه در مقدمه يكم گفتگو است زيرا گروهى از قدماء معتقدند مركز عقل مغز است و آنچه دليل گفته ما است چند وجه است.
الف: قول خدا تعالى «آيا نگردند در زمين تا دلى داشته باشند و با آن تعقل كنند، ٤٦- الحج» و فرموده «دلها دارند كه با آنها نفهمند ١٧٨- الاعراف» و فرموده «در اينست ياد آورى براى كسى كه دل دارد، ٣٧- ق» يعنى عقل دارد و آن را دل گفته چون مركز آنست.
ب: خدا هر چه ضدّ عقل است بدل وابسته كه فرموده «در دلشان بيماريست ١٠- البقره» «مهر نهاد خدا بدلهاشان، ٧-.» «و گفتند دلهاى ما بستهاند