آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٢٦ - فصل ٢٢ در بيان اينكه لذات عقلى اشرف و اكملند از لذات حسى
خود را نسبت باو بدبخت و رذل شمارند، و چون مردى را بينند غرق لذت و شهوت و خوردن و زنبارگى و روگردان از دانش و زهد و عبادت، در باره او بجانورى و رسوائى و بدبختى قضاوت كنند.
و اگر نه ميفهميدند كه پرداختن بدين كاميابيهاى تنانى كاستى و پستى است و بالا گرفتن از آنها كمال و خوشبختى است چنان نبود كه گفتيم و بايد روگردان از اين لذّتها را رسوا و بدبخت دانند و خود باخته بدانها را كامل و خوشبخت و چنين نيست.
٨- هر چه خود بخود كمال و سعادتست نبايد از اظهارش شرم داشت بلكه بايد آشكار بدان سرفرازى كرد و باليد، و ما ميدانيم هيچ خردمندى بپرخورى، و پر جماعى، و صرف همه وقتش در اين كارها سرفرازى نكند و بدان نبالد، خردمند جز در تنهائى نميتواند جماع كند و در بر مردم هيچ خردمندى بخود اجازه چنين كارى نميدهد، و اين دليل است كه در خرد مردم بجا افتاده كه كار پست و زشتى است و بايد از ديدهها نهان باشد.
و نيز شيوه نابخردانست كه با واژههاى راجع بگائيدن بهم دشنام ميدهند و اين دليل پستى و زشتى آنست، اگر كسى در بر مردم گزارش وضع جماع ديگرى را كه حاضر در جمعى است بدهد گرچه با حلال خود باشد، شرمگين مىشود و از گوينده آزار ميكشد، و همه اينها دليل است كه اين كار كمال و سعادت نيست بلكه كار بيهوده و زشتى است.
٩- هر اسب و الاغ كه پرخورتر و پر آزارتر و تربيت ناپذيرتر است بهايش كمتر است و برعكس كه باشد بهايش بيشتر است، چون اسبى كه در پيش و پس و دويدن پرورشپذير است با بهاى بالا خريد شود و برعكسش يابو است و جل بر آن نهند و با الاغ برابر است و بهاى كمى دارد، و چون جانداران بيخرد را خوردن و نوشيدن و گادن فضلى نيست، بلكه كم بودن و پذيرش پرورش فضل است و خوش خدمتى بمولا پس چه پندارى در باره حيوان ناطق.