آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٦ - در اخبار
«چرا چون برسد به ناى» و شما كسان مرده اين حال ببينيد كه ديگر مردنيست و نتوانيد چاره كنيد «آنكه آفريد مرگ و زندگى را» رازى گفته: زندگى وصفى است كه هر كه دارد ميتواند بداند و بتواند، و در معنى مرگ خلاف است، قومى گويند نبودن اين وصف است، و اصحاب ما گويند وصفى است موجود و ضدّ زندگى و همين آيه را دليل آوردهاند زيرا نيستى آفريدن ندارد (ج ٣٠ ص ٥٤ مفاتيح الغيب).
در اخبار
١- در معانى الاخبار: بسندش از محمّد بن مسلم كه پرسيدم امام پنجم ٧ را از قول خدا عزّ و جلّ «و دميدم درش از روحم» كه اين دميدن چگونه بوده؟
فرمود: روح چون باد در جنبش است و نامش از ريح باز گرفته است براى اينكه از جنس آنست، و همانا بخودش وابسته چونش بر ارواح ديگر برگزيده چنانچه خانهاى را برگزيده و فرموده «خانهام» و بيكى از رسولان فرموده «خليلم» و مانند آنها و همه، آفريده و ساخته و پديده و پرورده و تدبير شدهاند.
در كافى (ج ١ ص ١٣١) و در احتجاج (١٧٦) مانندش آمده.
بيان: باز گرفتن آن از لفظ ريح چنانچه در كافى است باين معنا است كه ايجادش در تن بدميدنست بتناسب روح و ريح و هم جنسى با آن، و بدان كه روح بسا بنفس ناطقه اطلاق شود كه حكماء آن را مجرّد پندارند و آن جاى علوم و كمالات و مدبّر تن است و گاهى اطلاق شود بر روح حيوانى كه بخاريست لطيف و از دل برخيزد و بهمه تن بدود، و اين خبر و مانندش احتمال هر دو را دارد و گرچه برخى از اخبار بدوّمى مناسبتر است، و گفتهاند كه گرچه روح در گوهر خود از اين جهان نيست جز اينكه در تن نمودها دارد و نخست نمودش بخار لطيف روحانيست بمانند جرم آسمانى در لطف و اعتدال كه آن را روح حيوانى نامند و استوارگاه روح ربّانيست كه از عالم امر است و مركب و پاكش نيروهاى آنست.