آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٢٣ - فصل ٢٢ در بيان اينكه لذات عقلى اشرف و اكملند از لذات حسى
صريح عقل بنا بر اعتقاد بدان يا براى مصلحت بينى اجتماع بشرى ولى جانداران ديگر اگر كارى نكنند چنانچه شير پرستار خود را ندرد يك عاطفه انسانى نيست بلكه مهر بسود خود است و باين سبب آنكه پرستاريش كند و خوراكش دهد نميدرد.
نوع پنجم [يادآورى امور گذشته]
: از خواصّ آدمى يادآورى امور گذشته است، و گفتهاند جانداران ديگر هم آن را دارند و جزم بدان كه دارند يا نه، مشكل است.
نوع ششم: انديشه و كاوش درونى است
و انديشه دو جور است.
يكم: انديشه در حال چيزى تا آن را بشناسد و اين انديشه در باره گذشته و آينده و اكنون ممكن است.
و دوم در كيفيت آفريدن چيزيست و آن در واجب و ممتنع نشدنى است و در باره ممكن شايد ولى در باره ممكن گذشته و كنونى نتواند بود و تنها در ممكن آينده شايد كه چونش در توان خود بيند اراده قطعى بدان نمايد و پيروش نيرو و قدرت او بكار افتند، و آيا در جانداران ديگر هم اين جريان ارادى هست؟
مشهور منكر آنند و جاى گفتگو است، زيرا آنها هم در كام بخش خود رغبت دارند و از درد آور خود نفرت و بايد بفهمند كه هر كام بخشى مطلوب است و هر دردناكى مكروه و جواب دادند كه درك آنها شخصى است و در باره همانست كه نزد آنها حاضر است و شعور كلّى ندارند، و قضاوت در اين امور غيبگوئى است و جز خداى علىّ عليم آنها را نداند و اللَّه أعلم.
فصل ٢٢: در بيان اينكه لذات عقلى اشرف و اكملند از لذات حسّى.
بدان كه طبع عوام اينست كه اقوى لذّت و كاملتر سعادت در خوردن و گائيدنست و از اين رو بيشتر مردم خدا را نپرستند جز براى خوراكهاى خوشمزه آخرت و حوريان بهشت و اين عقيده نزد اهل حكمت و مرتاضان مردود است بچند وجه.
١- اگر چنين باشد بايد حيوان اشرف از آدمى باشد كه در اين لذت خوراك