آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٥٤ - در اخبار
و گردش در شهرها و خنده و گريه و جز آن رهنما شوند؟ هندى: نتوانم بگويم كدام حاسّهام چيزى از اينها را دريافته، و چگونه دريابند كه چون مرده نشنوند و نبينند.
امام: بمن بگو چون بيدار شدى بياد نيارى آنچه را در خواب ديدى و آن را بدوستانت گزارش ندادى و حرفى از آن را فراموش نكرده باشى؟
هندى: چنانست كه ميفرمائى، و بسا چيزى در خواب ديدم و روز بشب نيامده جز آنكه در بيداريش ديدم چنانچه در خوابش ديده بودم.
امام: بمن بگو كدام از حواست اين دانش را پابرجا داشته در دل تو تا بيادش آوردى پس از بيدارشدنت.
هندى: حواسّ ظاهره در اين امر دخالتى ندارند.
امام: اكنون سزاوار اينست كه چون حواسّ در آنچه در خواب ديده بيهوده و بيكاره باشند بدانى آنچه ديدى و حفظ كردى كار دل تو است كه خدا در آن خرد نهاده و حجت بر بندههاش ساخته؟
هندى: راستى آنچه من در خواب ديدم چيزى نيست، همانا چون سراب است كه چون كسى بدان نگرد شك ندارد كه آبست و چون بجايش رسد چيزيش نيابد، و آنچه هم در خواب بينم اين جور است.
امام: چطور آنچه در خواب بينى از خوراك شيرين و ترش و از شادى و اندوه آن را سراب دانى.
هندى: چون بجاى سراب رسى ناچيز است و همچنين آنچه در خواب بينم چون بدان رسم ناچيز است.
امام: بمن بگو اگرت چيزى آوردم كه در خواب بينى و از آن كام برى و راست باشد ندانى كه آنچه برايت وصف كردم درست است؟
هندى: چرا.
امام: بمن بگو آيا محتلم شدى هرگز تا شهوت خود را در زن دلخواهت