آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٥ - باب چهل و سوم در آفريدن ارواح پيش از اجساد، چرا بتن پيوستند، برخى كارهاى ارواح از الفت گرفتن و كنارهجوئى و دوستى و احوال ديگر
از برابرى ارواح ردهبندى آنها است به سعادت و شقاوت و اخلاق در آغاز آفرينش ميفرمايد: جسدها كه در دنيا روح دارند بهم برخورند و الفت گيرند يا از هم نفرت كنند، طبق آنچه بر آن آفريده شدند، و از اين رو بينى كه نيك نيكان را دوست دارد و بدانها گرايد و بد بدها را دوست دارد و بدانها گرايد- پايان- كرمانى در شرح بخارى گفته: يعنى ارواح گرد هم آفريده شدند و در تنها از هم جدا شدند، و هر كه سازگار شد با وصف بدان الفت گيرد و هر كه دورى كرد نفرت گيرد، خطابى گفته: ارواح پيش از اجساد آفريده شدند و با هم برخورد كردند و چون با تن درآميختند آشنا شوند بيادگار نخست و با هم آشنا و ناشناس باشند بدان عهد پيشين.
نووى گفته: مجنده يعنى فراهم و آماده و انواع گوناگون، و شناسائى با هم براى امرى بوده كه خداشان بدان واداشته و گفتهاند بسازگارى اوصاف و تناسب سرشت بوده.
طيّبى گفته: فاء در «فما تعارف» دلالت دارد بر يك درآميختن ازلى سپس جدائى در آن شد طولانى و آنگه الفت با هم پس از ناشناسى هم چون كسى كه انيس خود را از دست داده و سپس بدو پيوسته و باو چسبيده و مأنوس شده، و اگر در پيش باو آميزشى ندارد از او نفرت آرد و تشبيه بلشگرها دليل است كه اجتماع در ازل براى كار مهمى بوده چون گشودن كشورها و شكست دشمنها، و دلالت دارد كه يك گروه حزب خدا بودند و يك گروه حزب شيطان، و اين شناسائى يك الهام الهى است بىاشاره بدان سابقه- پايان-.
و سخن قطب الدين راوندى در باره اين خبر گذشت- ره-.
بدان كه اخبار معتبريكه در اين باره گذشتند و آنچه در بابهاى آغاز آفرينش رسول ٦ و آفرينش أئمه : پيش داشتيم كه نزديك بتواترند دلالت دارند كه آفرينش ارواح پيش از اجساد است، و آنچه دليل آوردند بر حدوث