آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣١٦ - باب چهل و هفت مايه تن آدمى و اجزائش، تشريح اندام و منافع آنها، تاثير آنها در احوال نفس
بود كه بازمىشد تا ديده و دست بدان رسد براى درمان البته سرما بدرون آن ميرفت و با حرارت آن مىآميخت و عمل رودهها از ميان ميرفت و آدمى نابود ميشد، آيا نبينى كه هر چيزى در وهم آيد جز خطاء و اشتباه در آفرينش.
ميگويم: شرح همه اينها در كتاب توحيد گذشته هر كه آن را خواهد بدان رجوع كند.
٣٢- در درّ منثور (ج ٥ ص ١٧) از وهب بن منبه كه خدا آدميزاده آفريد چنانچه خواست و بدان چه خواست و چنين شد، فتبارك اللّه احسن الخالقين، از خاك و آب آفريد، و از آنست گوشت و خون و مو و استخوانها و تنش، اين است آغاز آفرينش كه خدا آدميزاده را از آن آفريد، سپس در آن جان داد كه بدان برخيزد و بنشيند، بشنود و ببيند و بداند آنچه جانوران دانند، و بپرهيزد از آنچه پرهيزند.
سپس در آن روح نهاد كه بدان حق را از ناحق شناسد، و راه را از بيراه و بدان حذر كند و پيش رود، و خود بپوشد و بياموزد و همه كارها را تدبير كند، خشكى او از خاك است. و تريش از آب، اينست آغاز آفرينش كه خدا آدميزاده را از آن آفريده چنانچه دوست داشته كه باشد سپس از اين چهار سرشت انواعى از پديده در تن آدميزاده ساخته كه باذن خدا وسيله زيست تن و مايه آنند و آنها خلط سوداء خلط صفراء خون و بلغم باشند خشكى و گرميش از طرف نفس است كه جايش خونست ترى و سرديش از طرف روح است كه جايش بلغم است.
و چون اين چهار سرشت در تن برابر باشند و از هر كدام باشد، زرنگ و چست و كامل و تندرست است و اگر يكى بر ديگرى غالب گردد و بر آن بالا گيرد و زور آورد تن از طرف او بيمار گردد و اگر يكى از آنها كم شود مقهور ديگران گردد و ناتوان و درمانده شود و از طرف آن بيمارى آيد، و طبيب دانا بدرد و دارو ميفهمد تن از كجا بيمار شده آيا از كمى است يا فزونى.