آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٤٥ - تفسير
اى دو يار زندانم، اما يكى از شما مى بآقاى خود بنوشاند و اما ديگرى بدار رود پرنده از سرش بخورد، گذشته كارى كه شما در بارهاش از من نظر خواستيد- تا فرموده-.
پادشاه گفت من هفت گاو فربه در خواب ديدم كه هفت گاو لاغرشان ميخورد و هفت خوشه سبز و هفت دگر خشك أيا بزرگان بمن در باره خوابم نظر بدهيد اگر تعبير خواب ميدانيد، گفتند پرتوپلا است و ما بتعبير پرتوپلا دانا نيستيم و آنكه از آن دو زندانى رها شده بود و پس از مدتى بيادش آمد گفت: من شما را از تعبيرش آگاه كنم پس مرا بفرستيد، اى يوسف صدّيق بما فتوى بده در هفت گاو فربه كه هفت گاو لاغرشان ميخورند و هفت خوشه سبز و هفت ديگر خشك شايد من نزد مردم برگردم و شايد بدانند، گفت زراعت كنيد هفت سال خوب و آنچه درويد در خوشه انبار كنيد جز اندكى كه بخوريد پس از آن هفت سال سخت آيند ميخوريد آنچه را براى آنها از پيش ذخيره كرديد، جز كمى از آن چه نگهداشتيد پس از آن مىآيد سالى كه در آن بفرياد مردم برسند و در آن انگور بيفشرند.
الاسراء (٦٠) و نساختيم خوابى را كه بتو نموديم جز فتنه براى مردم.
الروم (٢٣) و از آيات او است خواب شما در شب و روز و جستن شما از فضل او.
الصافات (١٠٢) گفت: اى پسر جانم راستى من در خواب ديدم كه تو را سر ميبرم.
الفتح (٢٧) البته خدا خواب رسولش را درست درآورد.
المجادله (١٠) همانا رازگوئى و درگوشى از شيطانست تا غمناك سازد آنان كه گرويدند، نيستند زيان زن آنها بهيچ وجه جز بفرمان خدا و بر خدا توكل كنند مؤمنان.
النبأ (٩) و ساختيم خواب شما را آسايش.
تفسير
: آنان كه گرويدند بهمه آنچه بايد، و پرهيز كردند، از آنچه