آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٤ - باب چهل و سوم در آفريدن ارواح پيش از اجساد، چرا بتن پيوستند، برخى كارهاى ارواح از الفت گرفتن و كنارهجوئى و دوستى و احوال ديگر
گذشته را آورده با قيد سوگند) تا گفته كه آن حضرت خشم كرد و حديث مهم در اين حالت از او شنيده ميشد، گويد: دو دست بآسمان برداشت و فرمود: چگونه اين شدنى است با اينكه پروردگار ما تبارك و تعالى ارواح را ٢ هزار سال پيش از بدنها آفريده سپس دوست و دشمن ما را بما نمود، بخدا من تو را در دوستان خود نديدم تو كجا بودى؟ ١٧- در علل (ج ٢ ص ١١١): بسندى از امام ششم ٧ كه فرمود:
ارواح لشكرهاى آماده بودند و هر كدام بهم آشنا شدند در پيمانگيرى اينجا بهم الفت گيرند و هر كدام در پيمانگيرى با هم ناشناس شدند در اينجا از هم جدا شوند، و پيمانگيرى همگان در اين حجر الاسود است (الخبر).
١٨- و از همان (ج ١ ص ٨٠) بهمين سند از امام ششم ٧ كه خدا تبارك و تعالى پيمان از بندهها گرفت و آنها سايهها بودند پيش از ولادت، و هر آن ارواحى كه بهم آشنا شدند با هم الفت گرفتند و هر كدام ناشناس شدند از هم جدا شدند.
١٩- و از همان (..): بهمين سند از يك راوى كه بامام ششم ٧ گفت:
چه گوئى در اينكه «الارواح جنود مجنده الخ» فرمود ما آن را گوئيم راستى همچنين است، البته خدا عزّ و جلّ پيمان گرفت از بندهها كه سايه مانند بودند پيش از ولادت، و اينست قول خدا عزّ و جلّ «و چون كه گرفت پروردگارت از آدميزادهها از پشت آنها نژادشان را و گواهشان كرد بر خودشان- تا آخر آيه- ١٧١ الاعراف» فرمود: هر كه در آن روز اعتراف كرد آشنا شد و هر كه آن روز انكار كرد در اينجا جدائى كرد.
بيان: در نهايه گفته در حديث است كه «الارواح جنود الخ» مجنده يعنى فراهم و آماده چنانچه گويند الوف مؤلّفه، قناطر مقنطره، و معناش گزارش از آغاز ارواح است و پيش بودن آنها بر اجساد، يعنى ارواح در آفرينش خود دو بخش بودند، آشنا و ناشناس مانند لشكرهاى فراهم آمده كه در برابر هم باشند و مقصود