آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٤٢ - باب چهل و سوم در آفريدن ارواح پيش از اجساد، چرا بتن پيوستند، برخى كارهاى ارواح از الفت گرفتن و كنارهجوئى و دوستى و احوال ديگر
بسيار دوست دارم و چونش سخن كنم او هم بسيار مرا دوست دارد، و بمن گويد كه او هم در دل خود يابد آنچه را من دريابم، فرمود: راست گفتى اى سدير راستى الفت دل نيكان چون بهم برخورند و گرچه دوستى را بزبان نيارند بشتاب آميزش قطرههاى آبست بر آب نهرها، و راستى كه دورى دل بدكاران هنگام برخوردشان گرچه زبانى بهم مهرورزى كنند مانند دورى دل بهائم است از هم در مهرورزى و گرچه مدتى دراز بر يك توشهدان علوفه خورند.
٢٨- الشهاب: رسول خدا ٦ فرمود: نمونه مؤمنان در مهرورزى و دلسوزى بهم چون يك تن است كه چون تيكهاى از آن بيمار شود همه آن دچار بيخوابى و تب گردد.
٢٩- و فرمود ٦ دل بمانند يك پر پرنده است در روى زمين دم باد كه آن را ميچرخاند.
الضوء: ميفرمايد مؤمنان يگانه و پشتيبان هم و همدستند چون يك تن و از اين رو فرمود: مؤمن براى مؤمن بمنزله ساختمانيست كه اجزاءش همديگر را محكم دارند، و فرمود: مؤمنان همدست باشند در برابر ديگران، مانند گروه مؤمنين در اتحاد و پشتيبانى هم به تن كه از ابزار و اندام فراهم است و چون تيكهاى از آن بيمار شود همه دردناك و بيمار و بيخواب و تبدار شوند چون بهم پيوستهاند، و چون درد دچار همه تن است و همه در حكم همان تيكهاند براى زندگى كه چون ميخ اجزاء را بهم بپوندد و منظم نمايد، لفظ خبر گزارش است و تشبيه ولى مقصود از آن فرمان باينست كه همدگر را دوست دارند و بهم مهر ورزند و سود حديث فرمان بهميارى و همكاريست، راوى حديث نعمان بن بشير است.
و در باره حديث دوم گفته: و در روايتى «بارض فلاوة» آمده، تشبيه كرده دل را به پرى كه روى زمين لخت افتاده بىمانع و جلوگير و بادش اينجا و آنجا