آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٩٣ - باب چهل و هفت مايه تن آدمى و اجزائش، تشريح اندام و منافع آنها، تاثير آنها در احوال نفس
١٢- الحديد» و قول او «بما مهلت دهيد و بنگريد تا از نور شما برگيريم، ١٣- الحديد» و خدا خود را نور ناميده كه فرموده «خداست نور آسمانها و زمين، ٣٥- النور»- پايان-.
«بداند در چيست» يعنى بفهمد فناء دنيا و پستى آن را و احوال خويش و ناتوانى خود را «از كجا هر چيزى بدو رسد» يعنى ايمان بقضا و قدر داشته باشد و اسباب خوب و بد را بداند و شقاوت و سعادت را، «و براى چه او در اينجا است» يعنى بداند براى خداشناسى و طاعت بدنيا آمده و بسوى آخرت روانست و بايد با اخلاص خدا را بيگانگى بشناسد تا ببهشت رود.
٩- در علل (. ص ١٠٣) بسندى تا يك راوى شيعه كه شنيدم امام ششم ٧ ميفرمود بمردى: اى فلانى بدان كه مقام دل در تن چون رهبر مردم است كه طاعتش بر آنها واجب است، آيا نبينى همه اعضاء تن پاسبانهاى دلند و واگوهاى آن كه از او پيغام رسانند: دو گوش، دو چشم، بينى، دهان دو دست، دو پا و فرج.
زيرا چون دل قصد ديدن كند هر كس دو چشم خود را بگشايد، و چون قصد شنيدن كند دو گوش را بجنباند و گوش بدهد و شنود، و چون دل قصد بوئيدن كند با بينى بو كشد و او بو را بدل رساند، و چون قصد سخن كند زبان گشايد، و چون قصد حركت كند دو پا تلاش كنند و چون قصد شهوت كند آلت مردى برخيزد همه اينها بتحريك دل بكار افتد و همچنين سزد كه امام در فرمان خود اطاعت شود.
١٠- در علل (. ص ١٠١): بسندى از امام پنجم ٧ كه فرمود: سختى در كبد است، شرم در باد، و خرد در دل جا دارد.
١١- در كافي (١٩٠- روضه): بسندى از امام ششم ٧ كه حزم در دل است و مهر و خشم در كبد، شرم در شش و در حديث ديگر أبى جميله جاى عقل دل است.