آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٤ - تفسير
را از آن آگاه نكرده.
علماء در ماهيت روح اختلاف دارند.
١- جسمى است رقيق و هوامنش و در همه روزنههاى تن جاندار چرخانست اين عقيده بيشتر متكلمين است و سيد مرتضى- قدس اللَّه روحه- آن را پذيرفته.
٢- جسمى است هوامنش بر بنياد جان پژوهى كه هر جزئش زنده است، عقيده علىّ بن عيسى است، هر جاندارى جان و تنى دارد، جز اينكه در برخى جان غالب است و در برخى تن.
٣- روح يك عرض است كه همان زندگى است كه جاندار بدان آماده دانش و قدرت و اختيار است، اين عقيده شيخ مفيد- رضي الله عنه- است و بلخى و جمعى از معتزله بغداد، يا عرضى است در دل كه اسوارى گفته.
٤- روح انسان همان زنده ايست كه تكليف دارد، عقيده ابن اخشيد و نظّام است.
٥- يك دانشمند گفته: خدا روح را از شش چيز آفريده: از جوهر نور و پاكى، زيست، زندگى، دانش و والائى، نبينى تا در تن است نورى دارد كه با چشم بيند و با گوش شنود و تن پاك و خوشبو است، و چون از تن بر آيد تن بگندد تن بدو زيست دارد و چون از آن جدا شود پوسيده و نابود گردد، بدان زنده باشد و بىآن مرده شود. بدان دانا است و بىآن همه نادان، بالا و لطيف و زندگىيابست بدليل قول خدا تعالى در وصف شهداء «بلكه زنده نزد پروردگار خود روزيخورند و شادند، ١٧- آل عمران» با اينكه تنشان در خاك پوسيده.
«بشما دانشى داده نشده جز اندك» گفتهاند: خطاب به پيغمبر است و جز او زيرا روح برايش بيان نشده بدين معنى كه از دانش منصوص جز اندكى نداريد و آنچه ناگفته مانده بيشتر است زيرا دانستنىهاى خدا را پايانى نباشد، و گفتهاند خطاب بيهود است كه از او پرسيدند، و در پاسخ گفتند چطور مىشود با اينكه خدا بما تورات را داده؟ فرمود: تورات در دانش خدا اندكى است.