آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨٤ - باب چهل و هفت مايه تن آدمى و اجزائش، تشريح اندام و منافع آنها، تاثير آنها در احوال نفس
گويم: اين خبر را چنانچه بايد شرح نكردم چون از اخبار عاميه است و منسوب بأهل كتاب، و نزديك بمضمون آن در كتاب عقل گذشت و در آنجا آن را شرح كرديم بدان چه در اينجا سود دهد.
٢- در خصال (١٠٦): بسندش از امام ششم ٧ كه: جسد چهار پايه دارد، روح، عقل، خون و نفس، چون روح برآيد عقلش پيرو باشد، چون روح چيزى بيند عقل برايش نگهدارد، و خون و نفس بمانند.
بيان: گويا مراد از روح نفس ناطقه است و از عقل حالات و اوصافش كه بايد در دانش و ادراكات داشته باشد، چون روح از تن برآيد اين احوال و اوصافش بدنبالند چون در برزخ از علم و فرهنگ جدا نيست بلكه در آنها پيشرفت كند چنانچه از اخبار برآيد، و نفس روح حيوانيست كه با خون حاملش در تن بمانند و نابود شوند «چون روح بيند» يعنى پس از جدا شدن از تن و ديد بمعنى دانش است يا بوسيله چشم مثالى است.
٣- در خصال (..): بسندى از امام ششم ٧ كه بودن آدمى و زيستن او بچهار چيز است بآتش، روشنى، باد و آب، بآتش ميخورد و مينوشد، و بروشنى مىبيند و ميانديشد، و بباد ميشنود و مىبويد، و بآب لذت خوراك و نوشابه را دريابد، اگر آتش در معدهاش نبود خوراك و نوشابه در آن هضم نميشد، و اگر نور در ديدهاش نبود البته نميديد و نميفهميد، و اگر باد نبود آتش معده نميافروخت، و اگر آب نبود لذت خوراك و نوشابه را نميافت.
راوى گويد: از او پرسيدم از آتش، فرمود: آتش چهار است. آتشى كه ميخورد و مينوشد، و آتشى كه بخورد و ننوشد، و آتشى كه بنوشد و نخورد، و آتشى كه نخورد و ننوشد، يكم آتش آدميزاده است و هر جاندار، و دوم آتش هيزم سوم آتش درخت، و چهارم آتش سنگ چخماق و كرم شب تاب.
بيان: «بآتش ميخورد و مينوشد» يعنى بحرارت غريزيه كه از آتش است