آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨١ - باب چهل و هفت مايه تن آدمى و اجزائش، تشريح اندام و منافع آنها، تاثير آنها در احوال نفس
را با اميدوارى، عزم را با پذيرش و اصرار را با نزديكى.
و تندى و سبكى و شهوت و بازى و سرگرمى و خنده و نابخردى و نيرنگ و عنف و خوف اثر نفس او باشند و اثر روح وقار و پارسائى و شرم و روشن دلى و فهم و كرم و راستى و رفق و بزرگواريند، و چون خردمند ترسد كه اخلاق نفس بر او چيره شوند و بدو رو آرند هر كدام را با يك خلق روحى جلوگيرد و راستش كند، تندى را با بردبارى، سبكى را با وقار، شهوت را با عفت، بازيگرى را با شرم خنده را با فهم، نابخردى را با ارجمندى نيرنگ را با راستى، عنف را با نرمش ترس را با شكيبائى.
آدميزاده با نفس بيند، خورد، نوشد، ايستد، نشيند، خندد، گريد، شاد باشد، اندوه خورد، و با روح حق را از ناحق شناسد، و راه را از بيراه، و درست را از نادرست، و بدانست كه داند و آموزد و فرزانه شود و خردمند شود و شرم كند و ارجمند گردد و بينا دل و با فهم شود و حذر كند و پيش رود، و آنگه ده خصلت ديگر باخلاقش همدوش سازد، ايمان، حلم، عقل، علم، عمل، نرمش، ورع، راستى شكيبائى، وفق و ديندارى بدين ده خصلت است و هر كدام را دشمنى است.
دشمن ايمان كفر است دشمن حلم حماقت، دشمن عقل گمراهى، دشمن دانش نادانى، دشمن عمل تنبلى، دشمن نرمش شتابزدگى، دشمن ورع هرزگى، دشمن راستى دروغ، دشمن شكيبائى بىتابى، دشمن رفق عنف. چون ايمان سست شد كفر بر او تسلّط يابد و او را ببردگى گيرد و اميد هر سودى را از او ببرد، چون چون ايمان استوار شد كفر سست شود، و بعبادت و بندگى پردازد و ايمان دارى.
چون بردبارى سست باشد، حماقت بالا گيرد و بر او گرد آيد و متزلزلش كند و جامه خوارى بدو پوشد، و چون بردبارى استوار شود حماقت رسوا گردد و بدى، و درونش روشن گردد و پرمذمت بيند، و چون نرمش استوار شود از سبكى و شتاب خوددارى كند و تندى را براند، و وقار و عفت پديد گردند، و آرامش دل