آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨٠ - باب چهل و هفت مايه تن آدمى و اجزائش، تشريح اندام و منافع آنها، تاثير آنها در احوال نفس
و چيره شود تن باندازه فزونى آن بيمار گردد، و اگر يكدرجه كاستى گيرد در برابر ديگران تاب نياورد و سست و ناتوان گردد.
خردش را در مغزش نهاد، آزش را در كليهاش، خشمش را در كبدش، تصميمش را در دلش، رغبت را در شش او، خندهاش را در سپرزش و شادى و اندوه و گرفتگى او را در چهرهاش، و در او ٣٦٠ مفصل ساخت.
وهب گفت: پزشك درد و داروشناس ميداند بيمارى از كجا آيد، و فزونى و كاستى در سرشت كدام از اين چهار خلط است، و داروئى كه درمان آنست ميداند و در هر كدام كاستى است بيفزايد و در هر كدام فزونيست بكاهد تا تن بسرشت خود استوار گردد و هر خلطى همگنان ديگران شود.
و آنگه اخلاق برآورد سرشت تن باشند و آدميزاده بدانها وصف شود، تصميم از خاك است، نرمش از آب، تندخوئى از گرما و آرامى از سرما، اگر خشكى بدو گرايد عزمش بسخت دلى برآيد، اگر ترى بر او رو كند تنبلى خواركننده بسرش آيد. از روآوردن گرمى تنديش بيورش و نابخردى كشد و از غلبه سردى بنامردى و نافهمى افتد. و اگر مزاجش معتدل و سرشتش استوار باشد، در كار خود دور انديش و در تصميم خود با نرمش و در نرمش با تحرك و در تندى هموار است و در اخلاقش افراط و تفريط نيست، و باختيار خود پيش رود و پس نشيند، و تعديل نمايد و مهار آنها را دارد و همه اخلاقش درست و استوارند چنانچه بايد.
از أثر خاك است سخت دلى و بخل، تنگ نظرى، ترشروئى، لجبازى، دريغ، سختگيرى و نوميدى، عزم و اصرار و اثر آب: كرم، احسان، توسع، و سهولت، توسّل، قرب، پذيرش، اميدوارى و خرّمى است، و چون خردمند ترسد كه اخلاق خاكى با او چيره گردند و بدو روآرند با يكى از اخلاق آبى با آن معارضه كند و آن را بدان بياميزد، قسوت را با نرمش و تنگ نظرى را با توسع و بخل را با بخشش و ترشروئى را با كرم و لجبازى را با سازش و دريغ را با بخشش و نوميدى