جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٥ - فهرست
غزل ٣٤٣: فكر بلبل همه آن است كه گل شد يارش ........ ٣١٦.
غزل ٣٤٤: كنار آب و پاى بيد وطبع شعر ويارى خوش ........ ٣٢٥.
غزل ٣٤٥: ما آزموده ايم در اين شهر بخت خويش ........ ٣٣١.
غزل ٣٤٦: مجمع خوبى ولطف است عذار چو مهش ........ ٣٣٧.
غزل ٣٤٧: مرا كارى است مشكل با دل خويش ........ ٣٤٤.
غزل ٣٤٨: هاتفى از گوشه ميخانه دوش ........ ٣٥٠.
غزل ٣٤٩: يا رب آن نوگل خندان كه سپردى به منش ........ ٣٥٥.
غزل ٣٥٠: اى همه كار تو مطبوع وهمه جاى تو خوش ........ ٣٦٢.
غزل ٣٥١: دوش با من گفت پنهان كاردانى تيز هوش ........ ٣٦٩.
غزل ٣٥٢: از رقيبت دلم نيافت خلاص ........ ٣٧٦.
غزل ٣٥٣: نيست كس را ز كمند سر زلف تو خلاص ........ ٣٨٢.
غزل ٣٥٤: بيا كه مى شنوم بوى جان از آن عارض ........ ٣٨٨.
غزل ٣٥٥: حسن وجمال تو جهان جمله گرفت طول وعرض ........ ٣٩٥.
غزل ٣٥٦: گِرد عُذار يار من، تا بنوشت حسن خط ........ ٤٠١.
غزل ٣٥٧: ز چشم بد رخ خوب تو را خدا حافظ ........ ٤٠٦.
غزل ٣٥٨: قسم به حشمت جاه و جلال شاه شجاع ........ ٤١١.
غزل ٣٥٩: به فرّ دولت گيتى فروز شاه شجاع ........ ٤١٦.
غزل ٣٦٠: بامدادان كه ز خلوتگه كاخ ابداع ........ ٤٢١