جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٧٨ - غزل ٣٥٢ از رقيبت دلم نيافت خلاص
بده، و شيطان جز به فريب وعده نمى دهد ... همانا تو را بر بندگانم تسلّطى نيست، و پروردگارت براى وكالت و كار گذارى بس است.) در حالى كه اگر قصاص آزارهاى او مىشد، كجا جرأت بر اغواى من (كه بر همه خلايق اشرفم) داشت. او را بر من تسلّط (به جهت امتحان و آزمايشم) دادى و مرا هم فرمودى اطاعتش مكن، كه اگر اطاعت كردى، تو را هم با او به يك جا خواهم برد؛ كه: «قالَ اذْهَبْ، فَمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ، فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزاؤُكُمْ جَزاءً مَوْفُوراً»[١]: (فرمود: برو، كه هر كه از ايشان پيروىات كند، بدرستى كه كيفر و جزايتان جهنّم است، جزايى تمام.).
و ممكن است منظور اين باشد كه چون شيطان در اثر سجده نكردن به حضرت آدم ٧ از درگاه الهى رانده شد، با ما بنى آدم كه سبب دورى او گرديده، نمىتواند خوب باشد و رقيب ماست.
|
محتسب خُم شكست و من سَرِ او |
سِنُّ بالسّنِّ والجروحُ قِصاص |
|
كنايه از اينكه: محبوبا! زاهد، (كه مانند محتسب و داروغه شهر، همواره چشم دوخته تا از اهل كمال عيب گيرد و سنگى به پيش پاى مى نوشان و مراقبين جمال محبوب نهد.) به عهد ازلى خود خيانت كرد و به آن پشت نموده، من هم از او اعراض نمودم. جزايش همين بود كه با وى كردم؛ زيرا خود فرمودى: «فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا، وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا»[٢]: (پس از آن كه از ياد ما روى گردانيده و جز زندگانى دنيا را اراده ننمود، روى برگردان.).
(خواجه در اين بيت از آيه قصاص، كه: «وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ، وَ الْجُرُوحَ قِصاصٌ»[٣]:
(و [و در تورات بر آنان نوشتيم كه] دندان برابر دندان، و زخمها برابر است.).
[١] - اسراء: ٦٣.
[٢] - نجم: ٢٩.
[٣] - مائده: ٤٥.