جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣١٢ - غزل ٣٤٢ صوفى گلى بچين و مرقع به خار بخش
|
صوفى! گُلى بچين و مُرقَّع به خار بخش |
وين زهدِ خشك را به مى خوشگوار بخش |
|
|
طاماتِ زرق در رَهِ آهنگ چنگ نِهْ |
تسبيح و طيلسان به مى و ميگسار بخش |
|
|
زهد گران كه ساقى و شاهد نمى خرند |
در حلقه چمن، به نسيم بهار بخش |
|
خواجه در اين چند بيت نصيحتهاى مشفقانه اى با زاهدِ دور از مراحل سلوك و معنويّت داشته و وى را مورد خطاب قرار داده و مى گويد: اى زاهد پشمينه پوش! بيا و از مشاهدات جمال محبوب حقيقى، گُلى بچين، و به مراقبه و اخلاص در بندگى او بپرداز، و بهره اى از معنويّت برگير. و چنانچه خارهاى تعلّقات عالم طبيعت بخواهد پاگير تو شود و از چيدن گُل مراد محرومت سازد، وابستگى را رها كن، و بدان كه مشاهده و انس با محبوب؛ تو را لذّت بخش تر مى باشد، و نظر به زهد و عبادات خشك و بىمغز نداشته باش و از شرك و ريا به خلوص در بندگى بپرداز، و خويش را براى پذيرش پيامها و نفحات جانفزاى الهى آماده ساز.
در نتيجه مى خواهد بگويد: هرچه همّت و كوشش دارى، در طريق رسيدن به مشاهدات و اخلاص عبوديّت حضرت دوست به كار بر، كه با زهد خشك، تو را بهره اى از مقامات «عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ»[١]: (نزد پروردگارشان به آنان روزى داده.
[١] - آل عمران: ١٦٩.