جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٠ - غزل ٣٠٢ عاشق زارم مرا با كفر و با ايمان چه كار
خداست.)، همچون حضرت ابراهيم ٧ كه بعد از بىاعتنايى به طلوع و غروب ستاره و ماه و خورشيد و اعتبارى دانستن آنها، فرمود: «إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ ...»[١]: (همانا من روى و تمام وجودم را به سوى كسى نمودم كه آسمانها و زمين را ابتداء اً و نه از روى نمونه پديد آورد ...)، و نيز خداوند به رسولش ٦ فرمود: «لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ، لا إِلهَ إِلَّا هُوَ، كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ، لَهُ الْحُكْمُ، وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»[٢]: (با خدا، خداى ديگرى را مخوان، كه معبودى جز او نيست و هر چيزى جز روى [اسماء و صفات] او نيست و نابود است، و فرمان دادن مخصوص او، و به سويش باز گردانده مى شويد.)، و همچنين حضرت صادق ٧ فرمود:
٢٢١٥
«ألْعِبادَةُ [العُبّادُ] ثَلاثَةٌ: قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ- عزّ وَجَلَّ- خوْفاً، فَتِلْكَ عِبادَةُ العَبيدِ؛ وَقَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ- تَبارَكَ وَتَعالى- طَلَبَ الثَّوابِ، فَتِلْكَ عِبادَةُ الاجَرآءِ؛ وَقَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ- عَزَّ وَجَلَّ- حُبّاً لَهُ، فَتِلْكَ عِبادَةُ الأحْرارِ، وَهِىَ أفْضَلُ العِبادَةِ.»
[٣]: (عبادت [يا عبادت كنندگان] سه گونهاند: گروهى خداوند- عزّ وجلّ را از روى ترس مى پرستند، كه اين عبادت بردگان است؛ و گروهى خداوند- تبارك و تعالى- را براى رسيدن به ثواب پرستش مى كنند، كه اين عبادت مزد بگيران مى باشد، و گروهى خداوند- عزّ وجلّ- را از روى دوستى و محبّت عبادت مى كنند، كه اين عبادت آزادگان، و بهترين عبادت مى باشد.)
|
هر كه از خود شد مجرّد در طريق عاشقى |
از غم و دردش چه آگاهىّ و با درمان چه كار؟ |
|
اى خواجه! واى آنان كه طالب دوست حقيقى مى باشيد! ديدن غم و درد و درمان خواستن، تا وقتى است كه قدم در طريق عاشقى نگذاشتهايد، و عشق او، شما را از خود نگرفته باشد. چون از خود بيرون شديد، ديگر درد و غم نمى بينيد، و.
[١] - انعام: ٧٩.
[٢] - قصص: ٨٨.
[٣] - وسائل الشّيعة، ابواب مقدّمة العبادات، باب ٩، ج ١، ص ٤٥، روايت ١.