جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٨٩ - غزل ٣٠٩ صبا به مقدم گل راح روح بخشد باز
|
غبارِ خاطر ما، چشم خصم كور كند |
تو رُخ به خاك نِهْ اى حافظ! و بر آر نماز |
|
خواجه در بيت ختم از زبان محبوب به خود خطاب نموده و مى گويد: اين بندگى و خاكسارى و ذلّت تو در مقابل ماست، كه چشم شيطان و دشمنانت را كور مى كند و به ديدارمان نايل مى گرداند؛ كه: «إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ»[١]: (بدرستى كه تو [شيطان] را هيچ تسلّطى بر بندگانم نيست.)؛ پس صورت به خاك نِهْ، و به نماز ونيايش با ما مشغول شو، و تشريعت را با تكوين يكى كن، تا تو را به مقام عبوديت و صراط مستقيم راهنما گرديم؛ كه: «وَ أَنِ اعْبُدُونِي، هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ»[٢]: (و مرا بپرستيد، كه اين راه راست مى باشد.- نيز:
٢٢٦٨
«ما تَقَرَّبَ مُتَقَرِّبٌ بِمِثْلِ عِبادَةِ اللَّهِ.»
[٣]: (نزديك ننموده [به خدا] نزديك شونده اى را چون بندگى او.- همچنين:
٢٢٦٩
«فى الإنْفِرادِ لِعبادَةِ اللَّهِ كُنُوزُ الأرْباحِ.»
[٤]: (تنها خدا را براى عبادت در نظر داشتن گنجهاى بهره ورى است.).
[١] - حجر: ٤٢.
[٢] - يس: ٦١.
[٣] ( ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب العبادة، ص ٢٢٩.
[٤] ( ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب العبادة، ص ٢٢٩.