جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٥٠ - غزل ٣٠٤ نصيحتى كنمت بشنو و بهانه مگير
ضيافت خانه دنيا كه جاى درك كمالات است، سخنِ توبه از باده نوشى به پيش مياور، كه تجلّيات اسمائى و صفاتى و جمالى و جلالى حضرت دوست (اگر به تو هم عنايت شود) نمىگذارند بر اين گفتار استوار باشى، به يك لحظه جذبت مىنمايند و دل مى ربايند، ديگر بار مى كُشندت.
|
چه جاى گفته خواجو و شعر سلمان است |
كه شعر حافظ شيراز بِهْ ز شعر ظَهير |
|
در اين بيت خواجه سه نفر از شعراى معاصر خود را به نامهاى: «خواجوى ابوالعطا محمود بن علىّ بن محمود كرمانى» و «سلمان ساوجىّ» و «ظهيرالدّين عبد اللَّه بن عمر شَفْرُوحى» ذكر نموده و اشعار خود را از ايشان برجسته تر دانسته. و الحقّ چنين است؛ زيرا آنهايى كه بعد از خواجه آمده اند امكان دارد در مقامات علمى و عملى برجستگى بيشترى داشته باشند، ولى همه خود را در امر شاعرى و بيانات معنوى در قالب شعر شاگرد وى به حساب آوردهاند.[١].
[١] - به مقدمه جلد اوّل رجوع شود نام برخى از آنان را بردهايم.