جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٠٠ - غزل ٣٥٥ حسن وجمال تو جهان جمله گرفت طول وعرض
(و چنانچه بنده اى سر فرمانبردارى در مقابل او فرود نياورد، اگر از همه معنويّات دنيوى و اخروى محروم بماند، بجاست.) اين بود مختصرى از ذكر فضايل اهل بيت در ذيل ابيات خواجه.
|
بوسه به خاك پاى او، دست كجا دهد مرا |
قصّه شوق حافظا! خود كه رساندش به عرض |
|
من با اين بىلياقتى و محروميّت و دورى كه نسبت به خود مى نگرم، كجا مى توانم حضور آن حضرت را درك بنمايم و بوسه به پايش زنم؟ كيست تا قصّه شوق مرا به آن حضرت برساند، تا شايد نظرى و عنايتى به دلبستگان خود نمايد؟.
٢٥٧٥
«أللّهُمَّ! بَلِّغْ مَوْلانَا الإمامَ الهادِىَ المَهْدِىَّ القآئِمَ بِأمْرِكَ- صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ الطّاهِرَينْ- عَنْ جَميعِ المُؤْمِنينَ وَالمُوْمِناتِ فى مَشارِقِ الأرْضِ وَمَغارِبِها، سَهْلِها وَجَبَلِها، وَبَرِّها وَبَحْرِها، وَعَنّى وَعَنْ والِدَىَّ، مِنَ الصَّلَواتِ زِنَةَ عَرْشِ اللَّهِ وَمِدادَ كَلِماتِهِ وَ ما أحصاهُ عِلْمُهُ وَأحاطَ بِهِ كِتابُهُ ... أللّهُمَّ! أرِنِى الطَّلْعَةَ الرَّشيَدةَ وَالغُرَّةَ الحَميدَةَ، وَاكْحُلْ ناظرى بِنَظْرَةٍ مِنّى إلَيْهِ، وَعَجِّلْ فَرَجَهُ، وَسَهِّلْ مَخْرَجَهُ، وَأوْسِعْ مَنْهَجَهُ.»
[١]: (بار خدايا! از طرف تمام مردان و زنان مؤمن در اطراف مشرق و مغرب، و جاهاى هموار و كوه، و صحرا و درياى زمين، درودهايى به وزن عرش، و به عدد كلمات خدا و آنچه علمش برشمرده و كتابش بدان احاطه نموده، ... به سرورمان، پيشواى هدايتگر هدايت شده و آن كه به فرمانت قيام مى نمايد- كه درودها و رحمتهاى خدا بر او و بر پدران پاكش باد- برسان. خدايا! روى نورانىِ هدايت يافته و چهره درخشان ستوده آن بزرگوار را به من بنمايان و ديدهام را با نگاه گوشه چشمى به او سُرمه بكش، و در فرج او شتاب نموده و خروجش را آسان و راحت و راه روشن او را وسيع گردان.).
[١] - بحار الانوار، ج ١٠٢، ص ١١١- ١١٢.