جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٠١ - غزل ٣٢٥ دلا رفيق سفر، بخت نيكخواهت بس
مژده مى دهد به رحمت و خشنوديى از جانب خود، و بهشتهايى كه نعمت پايدار در آن براى ايشان مى باشد.- همچنين: «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ! ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً»[١]: (اى روان آسوده! در حالى كه هم تو از خدا خشنودى، و هم خدا از تو خشنود است، به سوى پروردگارت باز گرد.- نيز:
٢٣٥٨
«فِى رِضا اللَّهِ غايَةُ المَطْلُوبِ.»
[٢]: (نهايت مقصود و مطلوب، در سايه خشنودى خدا بدست مى آيد.- همچنين: «وَ ما تُجْزَوْنَ إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ، أُولئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَعْلُومٌ»[٣]: (و جز به آنچه انجام مى داديد، كيفر نمى شويد، مگر بندگان پاك [به تمام وجود] خدا كه روزىِ مشخّصى براى آنان است.)
|
به هيچ وردِ دگر، نيست حاجت اى حافظ! |
دعاىِ نيمه شب و درسِ صبحگاهت بس |
|
«وِرْد» همان ذكر لفظى را مى گويند. سالك هر چند در طول سير با نظر استادِ آگاه به ذكرهاى قالبى لفظى، محتاج است ولى چون مشاهدات توحيدى دست دهد، استاد گذشته از فرامين عبادى و اذكار و اوراد وارده، شاگرد را به همان مشاهداتش متوجّه مى كند و اين توجّه شهودى در انجام صحيح عبادات و اذكار ظاهرى اثرى عميق مى گذارد و آنگاه عمل صلاحيّت صعود به پيشگاه حضرت حقّ سبحانه را پيدا خواهد كرد؛ كه: «إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ، وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ»[٤]: (عقايد پاك به سوى او بالا مى رود، و عمل صالح و شايسته آنها را بالا مى برد.- نيز:
٢٣٥٩
«يا أباذَرٍّ! جَعَلَ اللَّهُ- جَلَّ ثَنآؤُهُ- قُرَّةَ عَيْنى فِى الصَّلاةِ ...»
[٥]: (اى ابوذر!.
[١] - فجر: ٢٧- ٢٨.
[٢] - غرر و درر موضوعى، باب الرّضا، ص ١٣٨.
[٣] - صافات: ٣٩- ٤١.
[٤] - فاطر: ١٠.
[٥] - بحار الانوار، ج ٧٧، ص ٧٩.