جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٠٠ - غزل ٣٢٥ دلا رفيق سفر، بخت نيكخواهت بس
من گرفتارم». در جايى مى گويد:
|
عيشم مدام است، از لعلِ دلخواه |
كارم به كام است، الحمد للَّه! |
|
|
اى بخت سركش! تنگش به بَر كش |
گه جام زَرْ كش، گه لعلِ دلخواه |
|
|
رو بر نتابم، از راه خدمت |
سر بر ندارم، از خاك درگاه |
|
|
شوق رخت برد، از ياد حافظ |
ورد شبانه، درس سحرگاه[١] |
|
|
به منّت دگران خو مكن، كه در دو جهان |
رضاى ايزد و انعامِ پادشاهت بس |
|
كنايه از اينكه: حضرت دوست، كسى را به نعمت قرب و لقايش راه مى دهد، كه چشم از عطاياى بندگان الهى و نعمتهاى دنيوى و اخروى پوشيده باشد؛ كه:
٢٣٥٥
«ألْجِئْ نَفْسَكَ فِى الامُورِكُلِّها إلى إلهِكَ؛ فَإنَّكَ تُلْجِئُها إلى كَهْفٍ حَريزٍ.»
[٢]: (در تمامى امور، نَفْس خويش را به پناه معبودت درآور، كه در اين صورت به پناهگاه مصون و محفوظى پناهش دادهاى.- نيز:
٢٣٥٦
«لَنْ تَتَّصِلَ بِالخالِقِ، حَتّى تَنْقَطِعَ عَنِ الخَلْقِ.»
[٣]: (هرگز به خالق نخواهى رسيد، تا اينكه [اميد] از خلق ببرّى.- همچنين:
٢٣٥٧
«مَنِ انْقَطَعَ إلى غَيْرِ اللَّه، شَقِىَ وَتَعَنّى.»
[٤]: (هركس [از خدا بريده] و به غير خدا روى آورد، بدبخت شده و به رنج و زحمت مبتلا خواهد شد.).
و خشنودى پروردگار (در اين عالم و آن عالم) از بنده، از هر نعمتى براى او بالاتر است؛ كه: «وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ»[٥]: (و خشنوديى از جانب خدا، بزرگتر است.- نيز: «يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوانٍ وَ جَنَّاتٍ لَهُمْ فِيها نَعِيمٌ مُقِيمٌ»[٦]: (پروردگارشان به آنان.
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٥١٥، ص ٣٧٠.
[٢] - غرر و درر موضوعى، باب اللَّه تعالى، ص ١٦.
[٣] - غرر و درر موضوعى، باب اللَّه تعالى، ص ١٧.
[٤] - غرر و درر موضوعى، باب روابط خدا با بندگان، ص ١٧.
[٥] - توبه: ٧٢.
[٦] - توبه: ٢١.