جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٤٦ - غزل ٣١٧ روز عيش وطرب وعيد صيام است امروز
|
صبحدم، بلبل مست از چه سبب مى نالد؟ |
كار او، چون زبهاران، به نظام است امروز |
|
چه پيش آمده در صبحگاه امروز كه بلبلان ديدار گل جمال محبوب را در مستى و ناله مى نگرم. معلوم مى شود بويى از بهار تجلّيات معشوق به مشام جانشان رسيده، و ناليدنشان براى آن است كه مى ترسند مبادا باز به هجران مبتلا شوند. در جايى مى گويد:
|
نشانِ مِهْر و وفا نيست در تبسّم گُل |
بنال بلبل بىدل! كه جاى فرياداست[١] |
|
و در جايى سبب ناليدن آنان را جلوه دلدار ذكر نموده و مى گويد:
|
بلبلى، برگِ گلى، خوشْ رنگ در منقار داشت |
واندر آن برگ و نوا، خوش نالههاى زار داشت |
|
|
گفتمش: درعين وصل اين ناله وفرياد چيست؟ |
گفت: ما را جلوه معشوق دراين كار داشت[٢] |
|
|
محتسب بيهُده گو پند مده رندان را |
كآنكه با شاهد و مِىْ نيست، كدام است امروز؟ |
|
اى زاهدى كه از نسيم تجلّيات محبوب در اين روز بهره نيافتهاى! رندان و بهرهمند شدگان از او را در اين مبارك ايّام پند مده؛ زيرا اين خجسته روزى است كه هيچ بنده اى حتّى تو از جوايز الهى محروم نمى گردد، ولى توجّه ندارى. «آنكه با شاهد و مِىْ نيست، كدام است امروز؟» به گفته خواجه در جايى:
|
گمان مبر كه به دورِ تو عاشقان مستند |
خبر ندارى از احوالِ زاهدانِ خراب[٣] |
|
كنايه از اينكه، رحمت واسعه رحيميّه حقّ، تو را هم بىبهره نمى گذارد. تو نيز.
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٢٣، ص ٥٣.
[٢] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٨٠، ص ٩٠.
[٣] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٢٢، ص ٥٢.