قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٧٠٩
فضولى در عاريه تا اينكه با اجازه مالك صحيح شود وجه قويّى است. و هم چنين عاريه دادن بچه و ديوانه و كسى كه به خاطر سفاهت يا افلاس، محجور شده صحيح نيست، مگر اين كه با اذن ولىّ يا طلبكارها باشد. و در اينكه عاريه دادن بچه با اذن ولىّ صحيح باشد، احتمالى هست كه خالى از قوت نيست. ج ١ ص ٦٧١
(٢٤٧- ٢١٣- ١٢١٢)
مسأله ٢- شرط نيست كه عاريهدهنده مالك عين باشد، بلكه مالك منفعت بودن از طريق اجاره، يا از اين جهت كه براى وى در وصيتى به آن منفعت، وصيت شده است كفايت مىكند. و البته اگر در اجاره شرط شده باشد كه شخص خودش از آن استيفاى منفعت كند، حق عاريه دادن آن را ندارد. ج ١ ص ٦٧١- ٦٧٢
مسأله ٣- مستعير (كسى كه عاريه مىگيرد)، لازم است كه براى انتفاع از عين، اهليت داشته باشد، پس عاريه گرفتن قرآن براى كافر و صيد براى شخص مُحرم- نه از مُحِل و نه از مُحرِم- صحيح نيست. و همچنين معيّن كردن او شرط است، پس اگر چيزى را به يكى از دو يا چند نفر عاريه دهد صحيح نيست. و شرط نيست كه عاريه گيرنده يك نفر باشد، پس عاريه دادن يك چيز به عدهاى صحيح است مانند اين كه بگويد: «اين كتاب يا ظرف را به اين ده نفر عاريه دادم» پس ميان خودشان با نوبتبندى و قرعه منفعت آن را استيفا مىكنند، مانند عينى كه به اجاره داده شده، ولى عاريه دادن به جمعيتى غير محصور، بنابر اقوى جايز نيست. ج ١ ص ٦٧٢
(٢٠١- ٩٦١)
- ر. ك: ٦٤٧/ مس/ ١٣.
- (عاريه مال غير، عاريه براى رهن، ر. ك: ٧٧٤/ مس/ ٧).
ماده ٦٣٧: هر چيزى كه بتوان به ابقاى اصلش از آن منتفع شد مىتواند موضوع عقد عاريه گردد. منفعتى كه مقصود از عاريه است منفعتى است كه مشروع و عقلائى باشد.
مسأله ٤- معتبر است عينى كه به عاريه گرفته مىشود از چيزهايى باشد كه با بقاى عين آن بشود از آن منفعت حلالى را استفاده برد مانند مزرعهها و چهارپاها و لباسها و كتابها و كالاها و مانند اينها، بلكه و حيوان نر كه براى جفتگيرى با حيوان ماده به