قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٤٥ - فصل اول در مالكيت
صاحب اصله يا حبه خواهد بود اگرچه بدون رضاى صاحب زمين كاشته شده باشد.
ر. ك: ٣١٣ مس ٤٤ و ٤٥- ٣١٥ مس ٥٠، ٥٢- ٥٢٢ مس ٢، قسمت اخير- ٥٣٣ مس ١٣- ٥٣٧ مس ٨- ٥٤٢ مس ١٧- ٥٤٤ مس ١٠- ٥٤٥ مس ١٢- ٥٤٦ مس ٧.
ج- فسيل ملك مالك شرعى نخل است. ج ٢ ف ص ٢٦٥
س ٢- خرده مالكينى كه بعضى از آنها براى به دست آوردن حاصل زمين، زارع يا كارگر مىگيرند آيا براى زارعين يا كارگران جايز است كه منافع املاك و زمينها را تصاحب كنند و به صاحبان زمين چيزى ندهند يا اگر هم بدهند مختصرى بدهند و طبق قانون مزارعه عمل نكنند يا خير؟
ج- اگر قرارداد صحيحى بين مالك و زارع هست بايد بر طبق آن عمل كنند و اگر قرارداد معيّنى نيست در صورتى كه بذر از زارع باشد حاصل هم از اوست ولى اجرت المثل زمين را بايد به مالك بدهد. ج ٢ ف ص ٢٦٨- ٢٦٩
س ٦- اينجانب پيرمردى هشتاد ساله هستم كه مدت شصت سال است كه در زمين شخصى مشغول كشاورزى مىباشم و سهم مالكانه را نيز ساليانه به او پرداخت مىكنم و در زمين مذكور تعداد شش درخت گردو كاشتهام كه بارور شدهاند و ساليان قبل نصف محصولات گردوى زمين را به ايشان مىدادم، اكنون صاحب زمين مىگويد طبق قانون اسلام چون درختان گردو در زمين اينجانب مىباشد تمام محصول گردو