قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٣٦٥ - مبحث اول در غصب
ديگر است: «كسى كه زمينى را به ناحق بگيرد، مكلّف مىشود كه خاك آن را به محشر حمل نمايد». و از كلام امير المؤمنين (ع) است: «سنگ غصبى در خانه، گرو خرابى آن مىباشد». ج ٢ ص ١٨٣
مسأله ١- چيز غصب شده يا عينى است به همراه منفعت آن، از يك مالك يا چند مالك و يا عينى است بدون منفعت و يا تنها منفعت است و يا حقى مالى است كه متعلق به عين است؛ پس اولى مانند غصب خانه از مالك آن و مانند غصب عين استيجارى از موجر و مستأجر آن. و دوّمى مانند عين استيجارى كه مستأجر آن از مالك آن در مدت اجاره، غصب نمايد. و سوّمى مانند عين استيجارى كه موجر آن را بگيرد و از دست مستأجر در بياورد و در مدّت اجاره، بر منفعت آن مستولى شود. و چهارمى مانند استيلا يافتن بر زمين تحجير شده يا عين مرهونه، نسبت به مرتهن كه در آن داراى حق رهانت است و از اين قبيل است غصب مساجد و مدارس و كاروانسراها و پلها و راهها و خيابانهاى عمومى و همچنين است غصب مكانى كه كسى بر آن سبقت گرفته است از مسجدها و زيارتگاهها بر اساس احتمالى كه موافق احتياط است.
ج ٢ ص ١٨٣- ١٨٤
(٤٨٨- ١٤٢- ٢٥)
مسأله ٢- مغصوب منه (كسى كه از او چيزى غصب شده است) گاهى شخص است، چنانكه در غصب اعيان و منافع مملوك و حقوق اشخاص است و گاهى نوع يا جهت است مانند غصب كاروانسرا كه جهت نزول قافلهها آماده شده است و مانند غصب مدرسه كه جهت سكونت طلبههاست در صورتى كه اصل مدرسه، غصب شود و از سكونت طلبهها جلوگيرى شود و مانند غصب خمس و زكات قبل از آنكه به مستحق پرداخت شود و مانند غصب آنچه كه به زيارتگاهها و مسجدها و مانند اينها تعلق دارد. ج ٢ ص ١٨٤
(١٠٠٢)
مسأله ٧- استيلاى غاصب بر مغصوب، و تحت يد (زيردست) او قرار گرفتن آن، در نظر عرف، به اختلاف چيزهاى غصبى مختلف مىباشد و ميزان اين است كه در نظر عرف، چيزى عدواناً تحت يد او قرار بگيرد. بنابراين در چيز منقولى كه حيوان نيست با