قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٤٨ - فصل اول در مالكيت
س ١- اينجانب خادم مسجدى هستم كه مدت سى و دو سال است در اين مسجد براى رضاى خدا خدمت مىكنم و از كسى مزد و حقوق نگرفته و نمىگيرم، در حياط اين مسجد مقدارى درخت قلمه و درخت ميوه غرس نمودم و بار آوردم آيا جايز است از ميوه و چوب آنها خانواده اينجانب استفاده كنند يا جايز نيست؟
ج- اگر درختان را از مال خودتان غرس كردهايد و وقف ننمودهايد ميوه آن از خود شما است و مىتوانيد استفاده كنيد. ج ٢ ف ص ٣٣٤
س ٩٦- نظر مبارك درباره حديث «الزرعُ لِلزارع ولَو كانَ غاصِباً» چيست و اصولًا اين حديث تحت چه شرايطى صحيح است؟
ج- منظور اين است كه هر كس صاحب بذر است حاصل هم مال او است و غاصب معصيت كار و بايد اجرت المثل زمين را بدهد و مالك حق دارد زمين را از كشت تخليه كند. ج ٢ ف ص ٥٦١
(٣١٣)
س ٩٧- اگر كسى بدون رضايت مالك زمين، عدواناً زمينى را زراعت كند كه رضايت مالك در او نيست، آيا اين زراعت از نظر شرعى حلال است يا حرام؟
ج- حاصل زرع ملك صاحب بذر است هر چند غاصب باشد، ولى معصيت نموده و ضامن اجرت المثل زمين است. ج ٢ ف ص ٥٦١- ٥٦٢
(٣١٣)
س ٩٨- كسى كه در ملك ديگرى به طور غصب زراعت كرده آيا مالك حق دارد قبل از برداشت زرع از او جلوگيرى كند يا بايد صبر كند پس از برداشت محصول از غاصب خلع يد نمايد؟
ج- حق دارد. ج ٢ ف ص ٥٦٢
(٣١٣)
س ٩٩- شخصى در زمان طاغوت مالك سيصد متر زمين بوده كه شهردارى به علّت خارج محدوده بودن به او پروانه نداده كه براى خود خانهاى بسازد، بعد از انقلاب اسلامى چند نفر فرصتطلب متجاوز زمين او را غصب و هر يك در قسمتى براى خود اطاقى ساخته و تصرف عدوانى كردهاند حكم شرعى در اين مورد چيست؟ و آيا قاضى محكمه و يا فرد ديگرى مىتواند به نفع متجاوزين حكم بكند، يعنى براى ساختمانى كه