قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٣٢٠ - فصل پنجم در معاملاتى كه موضوع آن مال غير است يا معاملات فضولى
برادران و خواهران بفروشد؟ اگر فروخت حكمش چيست؟ و اگر خريدار يكى از ارگانهاى دولتى بود حكمش چيست؟
ج- فروش زمين مشترك نسبت به سهميّه ساير شركا فضولى و موقوف است به اجازه آنها. ج ٢ ف ص ٨٢
(٥٨١)
س ٣٦- زمينى مهريّه كسى بوده، با مدارك شرعيه به ديگرى فروخته و وجه آن را دريافت نموده و خريدار هم معامله را فسخ نكرده، ولى همين زمين مذكور در تصرّف شخص ثالثى بوده كه تحويل خريدار نداده؛ آيا بدون اجازه خريدار در آن زمين مىشود نماز خواند؟ يا زمين مال خريدار است و از او بايد اجازه گرفت؟
ج- فروشنده اگر ملك شرعى خود را به خريدار فروخته، تصرّف در ملك مزبور موقوف است به اجازه خريدار، كه مالك فعلى آن است. ج ٢ ف ص ٥٣٣
(٣٥٢)
س ٨٧- شخصى سفيه است و گاهگاهى هم حالت ديوانگى دارد ديگرى ملك موروثى او را به مبلغ پانصد تومان بيع الشرط كرده كه تا مدت پنج سال ديگر اگر پول او را داد ملك مال صاحب اصلى باشد و الّا مال مشترى شود صاحب ملك نتوانسته است پول را تا مدت مقرر بپردازد مشترى ملك را تصرف كرده در صورتى كه ملك مزبور قيمتش بيشتر از آن بوده و بدون آنكه قيمت اضافى ملك را موقع تصرف بپردازد آن را تصرف كرده و هم اكنون مشترى در ملك مذكور درخت كاشته كه فعلا مثمرثمر شدهاند لطفاً بفرماييد تكليف ملك و درختها چيست؟
ج- اگر كسى كه ملك را فروخته ولايت شرعيه نداشته ملك از صاحب اصلى آن است و درختها ملك مشترى است و بايد اجرت المثل زمين را به صاحبش بدهد.
ج ٢ ف ص ١٠٥- ١٠٦
(٣١٤- ٣٩٣)
س ٢٠٠- چند برادر كه چند قطعه زمين از پدر ارث بردهاند در حالتى كه بعضى از آنها صغير و بعضى غائب بودهاند برادر بزرگ يك قطعه زمين را قبل از قسمت به شخصى فروخته و قيمت زمين را اخذ نموده و به مصرف معيشت مشترك رسانيده بعد از آنكه برادر صغير، كبير و برادر غائب، حاضر شده نه مشترى از اينها درخواست