قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ١٣٩ - مبحث دوم در وقف
متولّى زمينِ موقوفه مذكور واجب است كه از دولت جمهورى اسلامى تقاضاى استرداد زمين مذكور را نمايد و از او پس بگيرد؟ (البته زمين موقوفه مذكور را وصى حسب الوصيّه موصى، پس از ده سال وقف نموده).
ج- موقوفه فروخته شده به حال وقف باقى است و متولّى شرعى وقف، مىتواند اگر صلاح بداند آن را به متصرّف اجاره دهد و وجه اجاره را در جهت وقف صرف نمايد. ج ٢ ف ص ٣٧٣- ٣٧٤
(٣٤٩)
س ٩٩- رجل وقف عقاراً منذ أمدٍ بعيد على الذكور من ذرّيته ومن تناسل منهم ذكوراً وقد انتهى الحال به الى أن سقط عن الانتفاع المعتدّ به مع كونه ذا منفعة يسيرة ملحقة بالمعدوم عرفاً مع احتياج الحاضرين من الموقوف عليهم الى عوضه حاجة ماسّة.
ومتعسّر بل متعذّر شراء ملك بثمنه ووقفه على النّهج الّذى كان عليه الوقف الأوّل، فهل تأذنون فى بيعه وتوزيع ثمنه على الحاضرين؟ افتونا دام ظلّكم!
ج- لا يجوز فى مثل مفروض السؤال بيع الوقف و توزيع ثمنه على الموقوف عليها. ج ٢ ف ص ٣٧٤
(٣٤٩)
س ١٠٠- براى تشكيل «هيئت پنج تن آل عبا» مبلغى پول جمع و لوازمى خريدارى نمودم، پس از مدتى كه رفقا پراكنده شدند اين هيئت از كار و فعاليت افتاد و مبالغى وجه نقد نزد اينجانب ماند كه به حساب ١٠٠ امام واريز و قبض آن را براى دفتر امام فرستادم، ولى اموال و لوازم هنوز بىاستفاده و بلا تكليف است آيا اجازه مىفرمائيد به فروش برسانيم و وجه آن را در هر راهى كه صلاح مىدانيد مصرف نمائيم؟ چون امكان تلف و حيف و ميل هست.
ج- اگر اموال وقف نشده، به مصرفى كه يقين به رضايت صاحبان آنها باشد مىتوانيد برسانيد. ج ٢ ف ص ٣٧٤- ٣٧٥
س ١٠١- در يك روستاى همجوار، مسجدى كهنه وجود دارد. و روستاى مذكور فاقد سكونت و مخروبه شده است. اهالى در نظر دارند در روستاى جديد كه كوچ نمودهاند مسجد را توسعه داده و چوبها و ساير مصالح مسجد قبلى را به فروش