دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥٢ - ٤/ ٢٣ شيخ محمدتقى آملى
مشرّف مىشود و پيغامى را از طرف ايشان براى آقا سيّد ابو الحسن [اصفهانى][١]
مىآورد كه: «در دالان [خانهات] بنشين و حاجتهاى مردم را برآورده كن. ما تو را يارى مىكنيم».[٢]
ر. ك: ص ١٨٨ ح ٨٥٥ (فصل سوم/ شيخ محمّد شوشترى كوفى).
٤/ ٢٣: شيخ محمّدتقى آملى
٨٩٥. شيخ محمّدتقى آملى[٣] نگاشته است كه: شبى از شبها در مسجد كوفه بيتوته داشتيم و در سحر، بعد از اداى نماز شب، به سجده رفته، مشغول به ذكر يونسيه[٤] بودم و در آن اوقات، آن ذكر مقدّس را در سَحَر در حالت سجده، چهارصد مرتبه يا بيشتر به دستور استاد مىگفتم. در آن هنگام كه در مسجد مشغول بودم، حالتى برايم روى داد كه نه خواب بودم و نه بيدار، به طورى كه چون سر از سجده برداشتم، براى نماز
[١]. سيّد ابو الحسن اصفهانى( مديسهاى) از مراجع تقليد شيعه، در سال ١٢٨٤ ق در روستاى« مديسه» لنجاناصفهان به دنيا آمد. براى فراگيرى علوم دينى به حوزه علميّه اصفهان مهاجرت كرد و از حلقه درس كسانى چون: كلباسى و جهانگيرخان قشقايى استفاده كرد. آن گاه در سال ١٣٠٧ ق به حوزههاى علميّه نجف و سامرّا رفت و از اساتيدى چون: ميرزا محمّدحسن شيرازى، ميرزا حبيب اللَّه رشتى، سيّد محمّدكاظم يزدى، آخوند خراسانى، ميرزا محمّدتقى شيرازى و شيخ الشريعه بهره برد. وى پس از درگذشت آخوند خراسانى، به عنوان يك مجتهد و نامزدى براى مرجعيت دينى مطرح گرديد. وسيلة النجاة و أنيس المقلّدين، از آثار اوست. وى افزون بر اشتغالات علمى، از فعّاليت سياسى نيز به دور نبود و در برهههايى حساس از تاريخ معاصر، به ايفاى نقش پرداخته است. وى در شب نهم ذىحجّه ١٣٦٥ ق در ٨١ سالگى در گذشت و در حرم على بن ابى طالب عليه السلام دفن شد.
[٢]. جرعهاى از دريا: ج ٢ ص ٥٣٦، آثار الحجّة: ج ١ ص ١٣٤، عنايت حضرت مهدى: ص ١٤١.
[٣]. شيخ محمّدتقى آملى پسر ملّا محمّد، در سال ١٣٠٤ ق در تهران به دنيا آمد و در سال ١٣٩١ ق در همين شهراز دنيا رفت. وى از شاگردان درس نائينى و آقا ضيا عراقى و اصفهانى بود. پس از اتمام درسش در نجف، به تهران باز گشت و در اين شهر، حلقه درس فلسفه و اصول و فقه تشكيل داد. تأليفاتى از جمله: شرح بر منظومه سبزوارى دارد( ر. ك: مستدركات أعيان الشيعة: ج ١ ص ١٩٩ و ج ٦ ص ٢٥٩).
[٤].« لا إله إلّاأنت سبحانك إنّى كنتُ من الظّالمين؛ معبودى جز تو نيست، منزّهى تو! راستى كه من از ستمكارانبودم»( انبيا: آيه ٨٧).