دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٤ - ٤/ ١٠ ملا محمود عراقى
مسرور شده با يكديگر گفتيم كه اين بلندى، بالاى همان گردنگاهى است كه واسطه ميان منزل و مقصود است و اين پياده هم از آن جا مىآيد. پس او به جانب ما و ما به سمت او روانه شديم تا آن كه به يكديگر رسيديم. شخصى بود به لباس عامّه. او را از اهالى آن دهات گمان كرديم و از او احوال راه را پرسيديم. گفت: «راه همين است كه من آمدم» و به دست، اشاره كرد به آن مكانى كه در اوّل در آن جا ديده شد و گفت كه: «آن هم ابتداى گردنه است». اين بگفت و از ما گذشت و برفت و ما هم از محلّ عبور و جاى پاى او رفتيم تا آن كه به اوّل گردنگاه كه آن شخص را در آن جا ديديم، رسيديم و آسوده شديم. اثر قدم او را از آن مكان به آن طرف نديديم، با آن كه از زمان ديدن او تا رسيدن ما به آن جا هوا در غايت صافى و نمايان، و برف تازه غير از آن برف سابق نبود و عبور از ميان گردنگاه هم بدون آن كه قدم در برف جا كند، ممكن نبود و از آن بلندى هم تمام آن هموار، نمايان بود و نظر كرديم آن شخص را در ميان هموار هم نديديم.
همگى همراهان از اين فقره متعجّب شدند و هر قدر در اطراف راه نظر انداختند كه شايد اثر قدمى بيابند، ديده نشد؛ بلكه از بالاى گردنگاه تا ورود به قريه ارحام- كه قريب به نيم فرسخ بود- همّت خود را صرف آن كرديم كه اثر قدمى بيابيم و نديديم و پس از ورود به آن قريه هم پرسيديم كه امروز در اين قريه و اين طرف گردنگاه، برف تازه باريد. گفتند: نه؛ بلكه از اوّل روز تا حال، همين طور هوا صاف و آفتاب، نمايان بوده، مگر آن كه در شب گذشته، قليل برفى باريده. پس از ملاحظه اين شواهد و آن اجابت و اغاثه، بعد از استغاثه، حقير، بلكه همراهان را به هيچ وجه شكّى نماند در اين كه آن شخص، آقا و مولاى ما يا آن كه مأمور خاصّى از آن درگاه عرش اشتباه بود. و اللَّه العالم بحقايق الامور.[١]
[١]. دار السلام در احوالات حضرت ولىّ عصر: ص ٣٢٠.