در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٥ - فرق حمد با شكر و مدح
چيزى و لحظه به لحظه آن را تربيت كردن تا به كمال برسد.[١]
عدهاى هم گفتهاند: به معنى مالك است، بنابراين (رب البيت) يعنى مالك خانه.
لغت رب در قرآن كريم به معنى (سيد) هم آمده است، حضرت يوسف در تعبير خواب آن زندانى فرمود: أَمَّا أَحَدُكُمَا فَيسْقِي رَبَّهُ خَمْرًا[٢]؛ اما يكى از شما دو نفر، سيد خود را شراب مىدهد (ساقى مىشود).
در جاى ديگر به معنى تربيت آمده است: وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُم[٣]؛ و به دخترانِ زن كه در دامن شما تربيت شدهاند. لذا به فرزند زوجه ربيبه مىگويند، زيرا زوج آن را تربيت مىكند.
اين كلمه به معنى مدبر نيز آمده و به علماء اهل كتاب ربانى مىگويند: لَوْلَا ينْهَاهُمُ الرَّبَّانِيونَ وَالأَحْبَارُ عَن قَوْلِهِمُ الإِثْمَ[٤]، اگر علماء و روحانيون آنها را از گفتار زشت باز ندارند (كار زشتى كردهاند). در اين آيه شريفه (ربانيون) به علماء اطلاق مىشود، زيرا بوسيله علم خود امور مردم را تدبير مىكنند.[٥] كلمه رب از (ربب) به معنى مالك، مصلح و مربى مىآيد.[٦]
بنابراين رب اگر به معنى تربيت باشد، به اين معنى است كه
[١]. راغب، مفردات، ذيل ماده« رب».
[٢]. سوره يوسف، آيه ٤١.
[٣]. سوره نساء، آيه ٢٣.
[٤]. سوره مائده، آيه ٦٣.
[٥]. على بن محمد، تفسير ماوردى، ج ١، ص ٥٤.
[٦]. فضل الله، من وحى القرآن، ج ١، ص ٤٩.