در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٤ - فرق حمد با شكر و مدح
خواه به خاطر نعمت يا غيرنعمت، اما بين حمد و شكر تفاوت گذاشته و گفتهاند، شكر براى نعمت خاص است كه با قلب و لسان و جوارح اداء مىشود اما حمد فقط با زبان قابل بيان است.[١]
خداوند در ابتداى سوره حمد فرمود: الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ و جمله را اسميه آورد نه فعليه و نفرمود (نحمدالله يا احمدالله)، اين بيانگر نكته ظريفى است كه جملات اسميه آن را در بر دارد نه جملات فعليه، زيرا جملات اسميه دلالت بر ثبات و دوام مىكنند بر خلاف جملات فعليه. با دقت در اين موارد بدست مىآوريم چقدر آيات قرآن با حكمت و مفاهيم عالى نازل شده است.
(لله): الله اسمى است براى ذات واجب الوجود كه سزاوار هم حمدهاست و (ل) در اين واژه به خاطر اختصاص است، بدين معنا كه تمام ستايشها و انواع حمدها، مخصوص پروردگار است و اين اختصاص يا براى اين است كه ذات پروردگار لايق حمد است و ديگران را در آن سهمى نيست و يا به خاطر اين است كه سرانجام تمامى حمدها به خداوند باز مىگردد ولو با واسطه. مثلًا وقتى گل يا بستان زيبا يا حتى انسان زيبايى را مىبينيم، فرد خود به خود آن باغ را در زيبايى مىستايد، زيرا داراى كمالى است كه ديگر چيزها آن را دارا نيستند و از آنجا كه خداوند اين كمال را به آن باغ زيبا داده با يك واسطه او را حمد و ستايش مىكنيم.
(رب): رب در لغت به معنى تربيت مىآيد، يعنى ايجاد يك
[١]. زمخشرى، كشاف، ج ١، ص ٨.