در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢٤٠ - مخالفت قرآن با سه رسم جاهلى
قرائت كردهاند[١] كه در هر دو صورت به معناى ناخشنودى است.
ابتدا بايد معلوم شود كه مفعول (ترثوا) چيست؟ بايد دانست كه اگر مفعولِ ماده (ورث) مال باشد، مفعول آن (مورث به) است. و اگر مفعولش انسان باشد (مورث) مىشود.[٢] بنابراين مثال ورث زيد عمرواً با مثال ترثنى و يا يرِثُ مِن آل يعقوب، از نظر معنايى تفاوت دارد. در مثال اول زيد از عمرو اموالش را به ارث برد؛ اما در مثال دوم نمىگويد كه من را به ارث ببرد.
تفاسير عامه و خاصه درباره تَرِثُواْ النِّسَاء كَرْهًا گفتهاند: اين كه زن را به ارث ببريد بر شما حرام است. بعضى از تفاسير هم گفتهاند: (كرهاً) قيد توضيحى است نه قيد احترازى، يعنى زن را به ارث مبريد؛ چون زن هيچگاه راضى نيست به ارث برده شود.[٣]
مرحوم آيت الله طباطبايى در تفسير الميزان قيد (كرهاً) را احترازى دانسته و كلمه (اموال) را اينگونه (و لا ترثوا اموال النساء) در تقدير مىگيرد.[٤]
بر خلاف مفسر عظيم الشان، آقاى طباطبايى، معتقدم كه (كرهاً) قيد توضيحى است و معنا اين است كه زنان را به ارث مبريد، چون آنها از اين كار شما ناخوشايند هستند و اين كه اين معنا با ذهن ما
[١]. حمزه، الكسايى، خلف، الحسن و الاعمش با ضم كاف خواندهاند و بقيه قراء( كه مشهور هم است) با فتح كاف خواندهاند: ر. ك: معجم القرءاآت القرانية، ج ٢، ص ١١٩.
[٢]. ابن منظور، لسان العرب، ج ٢، ص ١٩٩- ٢٠٠.
[٣]. طبرسى، جوامع الجامع، ج ١، ص ٣٨٢.
[٤]. طباطبايى، الميزان، ج ٤، ص ٢٥٤.