در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢٣٩ - مخالفت قرآن با سه رسم جاهلى
شد و اين رسم غلط را نسخ كرد.[١]
يكى از رسوم بد ديگر كه در ميان اعراب رواج داشت، اين بود كه اگر زنى ولو جوان، شوهرش مىمرد حق ازدواج نداشت، زيرا نمىخواستند اين زن وارثان ديگرى داشته باشد. الان هم در ميان برخىها اين رسم وجود دارد و پسرها به اسم غيرت مانع ازدواج مادرشان مىشوند، يا اگر مادرشان مرده مانع ازدواج پدر مىشوند. حالا اين زن يا مردى كه همسرش مرده مجبور مىشود تا آخر عمر بدون ازدواج باقى بماند تا به غيرت بچهها بر نخورد يا وارث ديگرى غير از ورثه اضافه نشود.
رسم سومى كه آن زمان رايج بود- و الان هم رايج است- اين كه مردها هنگام ازدواج هر مقدار كه مهريه باشد مىپذيرفتند و بعدها وقتى از زن خسته مىشدند يا زن حاضر به ادامه زندگى نبود، به راحتى او را طلاق نمىدادند و زن را تحت فشار قرار مىدادند و نفقه به او نمىدادند تا او خسته شود و حاضر شود مهريهاش را در ازاى طلاقش ببخشد. اسلام با اين رسوم زشت و غير انسانى مخالفت كرده و سعى در تصحيح فرهنگ مردم نمود.
لَا يحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُواْ النِّسَاء كَرْهًا: اين آيه با توجه به فراز قبل، خطاب به مؤمنان است. گرچه (لا يحل) به صورت نفى است، اما مانند (لا يمسه الا المطهرون)، معناى نهى مىدهد: حلال نيست براى شما، يعنى حرام است. برخى (كَرهاً) را (كُرها)
[١]. قمى، تفسير قمى، ج ١، ص ١٣٤؛ طبرى، جامع البيان، ج ٤، ص ٤٠٥.