در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٨٥ - ويژگى هاى منافقان
دچار لغزش و خطا نمىشوند و عمداً مرتكب معاصى نمىگردند.
تكليف گروه دوم كه كفار هستند نيز مشخص است، آنها هدايت نمىشوند و خداوند هم به پيامبر خود وحى كرد آنها را به حال خود رها كرده و وقت، صرف هدايت آنان نكند، زيرا كر و كور و لال هستند و حقيقت به هيچ وجه در آنها تأثير نمىگذارد. آنها به خداوند، معاد و پيامبر ايمان نياورده و نمىآورند، و ايمان در قلب آنها رسوخ نكرده است. تكليف اين گروه نيز مشخص است، پيامبر و صحابه آنها را مىشناسند و در نوع برخورد با آنها و تعاملات اجتماعى با چشم باز با آنها مقابله مىكنند.
اما گروه سوم كه همان منافقين هستند، بزرگترين ضربه را به پيكر مسلمين وارد مىكنند زيرا از يك طرف اقرار به ايمان مىكنند و ظاهراً خدا و پيامبر را قبول دارند، نماز مىخوانند، خضوع و خشوع نيز دارند، اما از طرف ديگر و در خلوت خانه دل، به هيچ يك از اين اعمال نه تنها پايبند نيستند، بلكه قبول هم ندارند و انكار مىكنند، در يك جا قول همكارى مىدهند و در جاى ديگر عهدشكنى مىكنند. آنها جاسوسان دشمن هستند، گرگانى در لباس گوسفند. برخورد با اين گروه بسيار سخت و طاقت فرساست، زيرا زبانى ثناگوى پيامبر دارند اما قلبى معاند با او در سينه خود حمل مىكنند. منافقين با توجه به خصلت دورويى كه دارند به راحتى در ميان صفوف مسلمين نفوذ كرده و با كمترين هزينه، ضربات جبرانناپذيرى را بر پيكره مسلمين وارد مىكنند. اين افراد مختص به زمان پيامبر اسلام نبوده، بلكه در هر دورهاى وجود دارند، حتى در ميان يهود و مسيحيت قبل از اسلام نيز